جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هشتاد و ششم

غیبت

حقیقت غیبت تفهیم مردم است از برادر مؤمن، امری نا‌خوشایند را که از شنیدنش آن برادر مؤمن متاذی گردد؛ خواه به طریق تکلم و خواه به ایماء و اشاره و خواه نقل و تقلید در‌آوردن و …، خواه در حال حضور و خواه در غیبت، خواه به طریق تعریض و کنایه و خواه به طریق تصریح.

حضرت رسول اکرم(ص) به صحابه خود فرمود: آیا می‌دانید که غیبت چیست؟ گفتند خدا و رسول او دانا‌ترند. فرمود: غیبت ذکر کردن انسانست از برادر مؤمن، امری را که باعث ناراحتی خاطر او شود. بعضی گفتند ای رسول خدا، اگر آنچه گوییم در برادر ما موجود باشد آن هم غیبت است؟ فرمود: اگر آنچه گویی در او موجود باشد به تحقیق غیبت او را کرده‌ای و اگر در او موجود نباشد وی را تهمت زده‌ای.

غیبت از گناهان کبیره است و احدی از علمای اسلام را در آن خلاف نیست و نزد محققان، از کبائر مهلکه است و وعده عذاب بر آن در آیات و اخبار وارد شده است. خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: باید که غیبت نکند بعضی از شما بعضی دیگر را، آیا دوست می‌دارید یکی از شما که گوشت برادر خود را در حالی که مرده باشد، بخورد؟ البته از این خوردن کراهت دارید، پس از خدا بترسید که او توبه‌پذیر و مهربان است.

و نیز می‌فرماید: به تحقیق کسانی از شما که دوست دارند کار زشت و فاحشی در میان آنان که ایمان آورده‌اند، شایع گردد، ایشان را عذابی دردناک است.

حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: بپرهیزید از غیبت که از سایر گناهان سخت‌تر است؛ زیرا ممکن است کسی از سایر گناهانش توبه کند و خداوند متعال توبه او را بپذیرد ولی صاحب غیبت را نمی‌آمرزد مگر این که رضای کسی که از او غیبت شده است، حاصل شود.

غرض حق‌تعالی، چنان که بزرگان دین در محل خود محقق ساخته‌اند، اجتماع نفوس خلایق است به طریقه واحده و آن سلوک سبیل خداست، یعنی گردن نهادن به تمام اوامر و نواهی.

این معنی تمام نشود مگر به همکاری و تعاون انسان‌ها با یکدیگر و تعاون ممکن نیست مگر به صفای قلوب و اجتماع بر الفت و محبت، چنان که اگر مردم به غیبت یکدیگر مشغول شوند، حقد و کینه و حسد در میان ایشان پدید آید و بنای الفت و محبت ویران گشته، تعاون و تناصر به فعل نیاید و خلاف غرض حق‌تعالی گردد. پس هر معصیت که اسرع باشد به نقض غرض الهی، دشمن‌تر خواهد بود نزد حق‌تعالی و مفسدهٔ آن بیشتر و عذاب آن از سایر گناهان بزرگ‌تر خواهد بود.

انواع غیبت

حصول غیبت منحصر بر زبان نیست، بلکه به ایماء و اشاره نیز حاصل می‌گردد. منقول است از عایشه که گفت: زنی بر ما وارد شد، وقت رفتن او اشاره کردم، متضمن آن که کوتاه قد است، حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: به تحقیق از او غیبت کردی.

غیبت به نوشتن نیز حاصل گردد مگر این که ضرورت یابد به جهت نقض عقاید باطله در احکام شرعیه و غیر آن.

از انواع غیبت آن است که کسی را مدح و ثنا کنند به قصد غیبت، مانند این که گویند فلانی بسیار متقی و صالح و عابد است و بیشتر اوقات خود را در امور حسنه مصروف می‌دارد ولی در این ایام او را سستی روی داده که به آنچه ما مبتلا هستیم از کم‌صبری و تنبلی، او هم مبتلا شده است.

پس قبلاً مذمت نفس خود می‌نماید به قصد غیبت، یعنی وی را مداومت بر عبادت به طریق سابق نمانده است تا به این وسیله نقصی از او ذکر کرده باشد و حال آن که در ضمن این سخن سه گناه کبیره از او به ظهور می‌رسد:

اول: ریا.

دوم: غیبت برادر مؤمن در ضمن مقدمهٔ مدح.

سوم: تزکیه نفس خود به تشبه صالحان. چه اهل صلاح را خوشبینی به افعال خود نیست و ملامت و مذمت نفس، شعار ایشان است.

از جمله اقسام غیبت آن که جمعی از اهل مجلس به غیبت کسی مشغول شوند و بعضی از حاضران به حکایت دیگر مشغول شده و استماع بر آن ننمایند و یکی از آن‌ها گوید: سبحان اللّه، عجب امری واقع شده و مقصودش تشویق حاضران باشد بر استماع غیبت که تسبیح و ذکر الهی را واسطهٔ توجه به غیبت و وسیلهٔ عمل به معصیت گرداند.

از انواع غیبت گوش دادن است به غیبت بر سبیل تعجب و اظهار آن که عجب امری واقع شده، گمان من چنین نبود چه، این قسم سخنان موجب تحریک گوینده در ازدیاد کلام باشد. گویا به تعجب، ارادهٔ استخراج زیادتی غیبت می‌کند، چنین کسی نیز در ردیف غیبت کنندگان محسوب می‌گردد.

حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: شنوندهٔ غیبت هم مانند غیبت‌کننده است اگر به قصد رضا باشد و اگر قدرت داشته باشد بر دفع و انکار ولی تقصیر کند از گناه غیبت بری نخواهد شد. اگر مقدورش نباشد از جهت بیم و خوف و غیر آن و رفتن از آن محل نیز برای او دشوار باشد یا به فوت حاجت ضروری انجامد، لااقل باید به دل انکار کند و اگر به زبان، ظاهراً انکار کند و به دل مایل شود به غیبت، با چنین منعی رفع معصیت نمی‌گردد بلکه معصیت نفاق نیز به آن ضمیمه می‌گردد.

ادامه متن