جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هشتاد و هفتم

وظیفه دفاع از مؤمنین

حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: هر که نزد او مؤمنی را خوار گردانند و او بر نصرت و یاری آن مؤمن قدرت داشته باشد و نصرت و مدد او نکند، خداوند متعال او را در روز قیامت در مجمع خلایق خوار و ذلیل گرداند. و نیز می‌فرماید: هر‌که از آبروی مؤمن غایب، حمایت نموده و نگذارد که ریخته شود، لازم آید که خداوند متعال در روز قیامت آبروی او را حفظ کند. در حدیث دیگر از آن حضرت آمده که: هر‌که غائبانه منع کند از پرده‌دری درباره مؤمنی، حقی لازم آید بر خداوند متعال که او را از آتش دوزخ آزاد کند.

حضرت باقر(ع) می‌فرماید: هر‌که نزد او غیبت مؤمنی کنند و او نصرت و یاری دهد او را با رد آن غیبت، خداوند متعال نصرت و یاری دهد او را در دنیا و آخرت، و اگر با وجود قدرت رد نکند و نصرت ننماید، خداوند متعال او را در دنیا و آخرت پست گرداند.

همچنان که امراض بدنیه به دارو‌های جسمانیه علاج پذیرد، همچنین عیوب اخلاقی و رذایل نفسانیه نیز با دارو‌های علوم و صفات حمیده برطرف می‌گردد و اخلاق سیئه بدین طریق به اخلاق حسنه مبدل می‌شود و هر مرض به اضداد اسباب آن مرض معالجه شود. پس باید بگوییم: اولاً اسباب ارتکاب غیبت چیست؟ و ثانیاً ایراد نماییم، طریقه خود‌داری از غیبت کدامست؟

علل و اسباب غیبت

اسباب ارتکاب غیبت چند چیز است و حضرت صادق(ع) به آن چند امر به طور اجمال اشاره فرموده است. آن حضرت می‌فرماید: اصل غیبت ده نوع است:

اول- فرو‌نشاندن خشم، و آن چنان بود که به واسطهٔ تزاحم امور دنیویه، شخص را غضبی مستولی گردد. پس در امر دین قاصر بوده و تقوی و ورع مانع آن نشود و به جهت فرو‌نشاندن آن خشم، به ذکر عیوب آن مؤمن مشغول شود.

دوم- مساعدت اخوان و موافقت اقران و آن چنان بود که جمعی در مجلسی به طریق خوشمزگی از مسلمانان غیبت کنند و اگر او موافقت نکند و انکار نماید بر ایشان گران آید، پس رضای مخلوق بر غضب الهی اختیار نماید.

سوم- به طریق سوء ظن و بد‌گمانی که خداوند متعال در کتاب کریم به این آیه: «اجتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»، مؤمنین را از آن بر‌حذر داشته است.

انسان گمان می‌برد که مسلمانی اراده بدی به او خواهد کرد و به تقبیح حال او سبقت خواهد نمود. به مجرد این گمان برای سدّ باب کلام او، به ذکر عیوب او مشغول شود که شخصیت او را از دل‌ها ساقط کرده کلام او را بی‌اعتبار گرداند تا سخنانش نزد مردم مورد قبول واقع نشود.

چهارم- ارادهٔ تنزیه نفس و تمهید عذر و آن، چنان بود که او را به امری از قبایح نسبت دهند و او دیگری را به آن امر منسوب سازد و گوید این عمل از او به ظهور رسیده نه از من.

پنجم- قصد مباهات و تزکیه نفس و آن، چنان بود که او دربارهٔ اقران خود بدگویی کند و تضعیف جانب ایشان نماید تا بدین وسیله برتری نفس خود را آشکار سازد.

ششم- حسد و آن، چنان بود که مردم مدح و ثنای اقران او کنند، از این جهت آتش حسد در اندرون او به اشتعال آمده به ذکر عیوب اقران مشغول شود تا شخصیت آن‌ها را از قلوب مردم ساقط کرده و اعزاز و احترام ایشان را رفع نماید.

هفتم- لعب و هزل و مطایبه، به قصد یافتن موقعیتی در قلوب کسانی که خوشمزگی نمایند به امثال این امور و اصحاب این شغل را مراعات کند؛ یعنی مردم را با خوشمزگی جلب نماید تا به سود‌های مادی یا معنوی برسد.

هشتم- استهزاء و سخریه به غیر، به منظور پست و حقیر جلوه دادن کسی و عدم اعتنای مردم به وی تا این معنی را وسیله گرداند به تحصیل مقاصد خود نزد کسانی که به این امور مایلند.

نهم- اظهار اندوه به سبب آنچه انسانی مبتلا گشته و این عمل پرتگاهی است که بسیاری از خواص در آن سقوط کرده‌اند و آن، چنان بود که نام صاحب گرفتاری را مذکور سازد و گوید فلانی به چنین بلایی مبتلا شده و اظهار حزن بر ابتلای او کند. اگر‌چه این اغتمام و ترحم مذموم نیست بلکه موجب ثواب است، اما شیطان صاحب این حال را فریب می‌دهد تا صاحب گرفتاری را ذکر کند و نام برد که آن کس از شنیدن چنین عملی متأذی گردد. این طاعتی است که منجر به معصیت می‌شود و گرنه می‌توانست اظهار اغتمام کند بدون آن که صاحب بلیه را نام برد.

دهم- غضب بر معصیت لیکن نه به وجه نهی از منکر؛ زیرا خشم به طریق نهی از منکر در محلش بسیار ممدوح است نه آن که در مجالس نام صاحب معصیت را مذکور ساخته و به معاصی‌اش نسبت دهد. این هم طاعتی است که منجر به معصیت می‌شود و از جهت باریکی مطلب بسیاری از خواص در این پرتگاه سقوط می‌کنند.

ادامه متن