جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هشتاد و نهم

توابع غیبت

اما توابع غیبت و آنچه در حقیقت بدان ملحق است -ولیکن آن را در عرف اسم خاصی است- سه چیز است: اول- نمیمه یا سخن چینی و آن، نقل قول غیر است به کسی که آن قول را درباره او گفته است یا به زبان گوید یا به اشارت تفهیم کند یا به کتابت، هر‌گاه آن نقل کردن باعث کراهت خاطر شود، فاعل آن جمع می‌کند بین غیبت و نمیمه را.

دوم- دورویی، یعنی آن کسی که آمد و شد می‌کند بین متخاصمین و به هر کدام آنچه را که موافق طبع اوست، حکایت کند و استرضای خاطر او نماید این قسم نیز هم غیبت است و هم سخن چینی.

سوم- حسد، با آن که حسد از محرمات شرعیه و معاصی کبیره است، از اقسام غیبت قلبی نیز محسوب می‌شود.

نمیمه و سخن‌چینی

مقام اول، در نمیمه و سخن‌چینی است، خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «هَمَّازٍ مَشَاءٍ بِنَمِیمٍ مَنَّاعٍ لِلخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ»؛ عیب‌جوی مردم است و در سخن‌چینی تلاش می‌کند، مانع رسیدن خیر، متجاوز و تبه‌کار و بسیار بدخو است و علاوه بر این‌ها دارای نسبی پست است.

حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: سخن‌چین به بهشت نمی‌رود و نیز می‌فرماید: دوست‌ترین شما نزد حق‌تعالی کسانی هستند که خوش‌خلق‌ترند و مردم به مجالست ایشان راغب و مایل و دشمن‌ترین شما نزد حق‌تعالی کسانی هستند که به نمیمه و سخن‌چینی آمد و رفت کنند و بین برادران مؤمن مفارقت اندازند و در مقام عیب‌جویی مردم باشند.

بزرگان فرموده‌اند: هر‌گاه شخصی نزد کسی به نمّامی ‌آید و حکایتی کند که فلانی درباره تو چنین و چنان گفت، بر آن کس مراعات شش امر لازم است:

اول- آن که تصدیق او نکند و او را صادق‌القول نداند؛ زیرا نمّام، فاسق است و شهادتش قبول نمی‌شود.

دوم- آن که او را از آن منع و نهی کند و نصیحت نماید.

سوم- آن که او را دشمن گیرد؛ زیرا نمّام دشمن خدا است و واجب است دشمن داشتن کسی که دشمن خدا باشد.

چهارم- آن که به مجرد قول، گمان بد به برادر مؤمن نبرد بلکه باید صبر کند تا حقیقت حال روشن شود.

پنجم- قول او وی را بر آن ندارد که در تفحص و تجسس مبادرت کند. ششم- آن که وقتی او را از نمیمه منع کرد، برای نفس خود راضی نشود به ارتکاب نمیمه؛ یعنی در پیش دیگری حکایت سخن او نکند.

پس باید انسان از این رذیلت اعراض نموده و افشاء سرّ نمّام را جایز نداند و نفس خود را به مکارم اخلاق متّصف سازد و از رذایل بپرهیزد.

در اخبار آمده است که مردی در خدمت حضرت علی(ع) از کسی سخنانی نقل کرد. آن حضرت فرمود: تحقیق این معنی کنم اگر راست باشد تو را دشمن خواهم داشت، اگر دروغ باشد تو را تنبیه می‌کنم و اگر خواهی نا‌دیده گیرم. گفت یا علی(ع) نادیده گیر.

آورده‌اند که مردی به زیارت حکیمی رفت و بعد از ملاقات از چیزی که کسی درباره او گفته بود، او را خبر داد. حکیم فرمود: به تحقیق به زیارت من آمده‌ای با سه خیانت:

اول- آن که برادر مؤمن را در نظر من دشمن ساختی.

دوم- آن که قلب آسودهٔ مرا نگران و مضطرب کردی.

سوم- آن که نفس امین خود را به تهمت آلوده ساختی.

دو رویی و دو زبانی

مقام دوم، در سخن دو روی و دو زبان است که وعده عذاب بر آن وارد شده است و حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: دشمن‌ترین خلایق نزد حق‌تعالی در روز قیامت، دروغگویان و متکبرانند و آنان که عداوت و دشمنی برادران مؤمن را در میان سینهٔ خود ذخیره سازند و چون با ایشان ملاقات کنند، طریقهٔ خوش‌خلقی و تواضع را رعایت کنند.

حضرت امام باقر(ع) می‌فرماید: بد بنده‌ای است کسی که دو روی و دو زبان داشته باشد و در حضور، با برادر مؤمن تازه‌رویی کند و در غیاب، به غیبت او پردازد و اگر به آن برادر نعمتی رسد، حسد برد و چون به بلایی مبتلا شود او را تنها گذارد و خوار گرداند. باید دانست که صدق کردنِ معنیِ دو زبان و دو روی بر انسان به چند وجه است:

اول- آن که کلام هر یک از متخاصمین را به دیگری نقل کند.

دوم- آن که نیکو شمارد آنچه میان دو کس است از دشمنی و چنان وانمود کند که بدین حال بودن مرغوب است، هر‌چند از هیچ طرف کلامی نقل نکند.

سوم- آن که وعده کند هر یک از متخاصمین را به نصرت و مساعدت.

چهارم- آن که تحسین کند هر یک از متخاصمین را بر آنچه از دشمنی و معصیت در اوست و بدتر از آن این که در حضور، تحسین نماید و چون غایب گردد مذمت کند.

آنچه سزاوار است بین متخاصمین، سکوت است و یا ثنا گفتن بر آن کسی که در دشمنی محقّ است، یعنی دشمنی او مطابق شرع مطهّر می‌باشد، اما این ثنا گفتن همچنان که در حضور محق واقع می‌شود، باید در غیاب وی نیز به ظهور رسد بلکه در برابر خصمش نیز بگوید تا حقیقت آشکار گردد و به جانب حق کمک کرده باشد.

اگر کسی داخل شود بین متخاصمین به خوش‌رفتاری و قصد اصلاح، دو زبان و دو روی محسوب نیست، به شرط این که آن اقدام نسبت به اموری باشد که رفع آن شرعاً مطلوب است و در این صورت شروع در این عمل از طاعات است و اگر در میانه دروغی گوید که سبب خاموشی آتش دشمنی گردد، جایز است و به مقتضای قول حضرت پیغمبر(ص) شرعاً او را کاذب نشمرند.

باید دانست که از جملهٔ چیز‌هایی که باعث نفاق و دو رویی می‌گردد، حب جاه است؛ چنان که حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: حب جاه می‌رویاند در دل نفاق را همچنان که آب می‌رویاند سبزی را.

و نیز می‌فرماید: هر‌گاه دو گرگ گرسنه به گله گوسفندی داخل شوند، خطرشان نسبت به آن‌ها از خطر حب جاه و مال نسبت به دین مسلمان کمتر است.

ادامه متن