جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار نود و سوم

سلامت و بیماری دل

بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که انسان دارای بدنی است و روانی، او ظاهری دارد و باطنی، کردار‌های نیک و زشتش نیز بر دو قسم است: قسم اول، کار‌هایی که به وسیلهٔ بدن انجام می‌دهد؛ قسم دوم، چیز‌هایی که به وسیلهٔ روح و قلب کسب می‌شود.

کردار‌های نا‌پسندی که به وسیلهٔ بدن انجام داده می‌شود و مورد نهی خداوند متعال است، شناختن و پرهیز از آن‌ها بر هر فردی واجب است؛ چیز‌هایی که با قلب کسب می‌کند و مورد نهی پروردگار متعال است، انسان باید آن‌ها را هم بشناسد و از آن‌ها بپرهیزد و بکوشد تا دلش به آن امراض مبتلا نشود.

در آیاتی چند، پروردگار متعال مسلمانان را از گناهان قلبی ترسانده؛ از جمله در سوره بقره می‌فرماید: خداوند از آنچه دل‌هایتان کسب کرده باز‌خواست خواهد فرمود. در همین سوره، کتمان شهادت را تعبیر به گناهکاری دل کرده و می‌فرماید: آنچه در دل‌هایتان است، چه آن‌ها را آشکار سازید و چه پنهان دارید، خداوند شما را به آن‌ها محاسبه فرماید.

در سوره اسراء می‌فرماید: به درستی که گوش و چشم و دل، همه آن‌ها مورد باز‌خواست می‌باشند و در سوره نور می‌فرماید: کسانی که دوست دارند کار‌های زشت درباره اهل ایمان شایع گردد، برای آن‌ها عذاب دردناکی است. در این آیه، تمایل به فاش شدن زشتی‌ها و شیوع یافتن آن‌ها درباره اهل ایمان را گناه شمرده و صاحب آن را سزاوار عذاب دانسته است.

خداوند متعال در چندین جای قرآن مجید گناه قلب را بیماری دل نامیده است؛ از آن جمله در سوره بقره می‌فرماید: «فی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً»؛ در دل‌های منافقین یک نوع بیماری است، پس خداوند بر بیماریشان می‌افزاید. دلی را هم که از انواع گناهان و بیماری‌ها پاک است، قلب سلیم دانسته؛ چنان که در سوره شعرا می‌فرماید: «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلّا مَنْ اَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»؛ روز قیامت مال و فرزندان سودی نخواهند داشت مگر کسی که دارای قلب سلیم باشد.

همان طوری که برای بدن انسان سلامتی و بیماری است، برای دل او نیز سلامتی و بیماری است. سلامتی تن در آن است که هر یک از اعضاء و اجزاء، درست و در جای خود باشد و از هر کدام خاصیت و اثری که برای آن آفریده شده است، بروز کند و بیماری تن در نقص اعضاء و اجزاء و از بین رفتن آثار و خواص آن‌ها می‌باشد و نتیجه‌اش ناراحتی و سخت شدن زندگی است.

سلامت دل در آن است که تمام خواص و آثار انسانیت از آن به ظهور رسد؛ یعنی نسبت به معارف و حقایق و عقاید حقه، دارای یقین و اطمینان باشد و نیز از انجام اعمال زشت و حیوانی پاک گردد.

حضرت علی(ع) می‌فرماید: فقر و تهیدستی از جملهٔ بلا‌هاست، برتر از آن بیماری بدن و بالا‌تر از آن بیماری دل است. توجه داشته باشید که فراوانی مال از نعمت‌هاست ولی برتر از آن سلامتی بدن و بالا‌تر از آن سلامتی دل است.

همان طوری که هر‌گاه عضوی از بدن انسان بیمار شود، دچار درد و رنج می‌گردد، همچنین اگر دل به یکی از بیماری‌ها مبتلا گردد -علاوه بر بلا‌های پس از مرگ که شرع از آن‌ها خبر داده است- در همین زندگی دنیا دچار رنج و تعب می‌شود تا آنجا که در اثر فشار دردهای نفسانی، تن به مرگ داده و حاضر به انتحار می‌گردد.

چون دل، سلطان تن است، کردار‌ها و گفتار‌ها غالباً وابسته به خواسته‌های دل است و آشکار است که هر‌گاه دل بیمار شود، گفتار و کردار بر طبق آن انجام گیرد. از این جهت است که گفتارش نا‌هنجار و کردارش نا‌رواست و تماماً بر‌خلاف فطرت انسان و بر ضد صراط مستقیم دیانت می‌باشد.

خلاصه، هر گناهی که از انسان سر می‌زند، در اثر بیماری دل است. پس بر هر فردی عقلاً و شرعاً واجب است که در معالجه بیماری دل بکوشد و به نگهداری سلامت آن بیش از سلامت تن اهمیت دهد.

حضرت علی(ع) می‌فرماید: صاحبان معرفت می‌بینند که اهل دنیا مرگ بدنشان را بزرگ می‌شمارند، ولی صاحبدلان مرگ دل‌هایشان را بزرگ‌تر و سخت‌تر می‌دانند؛ زیرا فهمیده‌اند که در مرگ تن محروم شدن از خوشی‌های چند روز دنیا، آن هم آلوده به هزاران ناراحتی است ولی در مرگ دل، محرومیت از سعادت‌های همیشگی و لذایذ ابدی و باز‌ماندن از حیات پاکیزه انسانیت در دنیا و آخرت است.

بنابراین نباید بیماری دل را آسان شمرد و نیز نباید در علاج آن مسامحه کرد. چنان که مسامحه در علاج بیماری تن عقلاً روا نیست، مسامحه در علاج بیماری دل به طریق اولی سزاوار نیست زیرا که به بدبختی جاودانی منتهی می‌گردد.

بیماری‌های تن چیزی است که انسان می‌تواند آن‌ها را به حواس ظاهری خویش ببیند و بفهمد و دارو‌هایش را نیز که خداوند متعال در این عالم آفریده، به کوشش و تجربه به دست آرد لیکن بیماری‌های روانی و قلبی، چون اصل روان از عالم غیب و ماوراء طبیعت است، دارو‌هایش نیز غیر‌مادی است و بشر عادی نمی‌تواند آن‌ها را به دست آرد؛ زیرا احاطه به سازمان مرموز نفسانی انسان، از عهده هیچ کس ساخته نیست؛ بنابراین، این دارو‌های رحمانی و معنوی را از مطب صاحبدلان جستجو باید کرد.

ادامه متن