جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار نود و هفتم

حکمت، لذیذ‌ترین سیرت

ممکن است کسی سعادتمند‌ترین خلق باشد و به مصائب و آلام و مشقات عظیم گرفتار آید و با این حال از دنیا رود و عده‌ای از مردم او را سعید نشمرند. پس بر این قیاس کسی را سعید نتوان گفت تا معلوم نشود حال ظاهری او در آخر عمر چگونه خواهد بود. این عقیده بس غیر‌معقول است؛ زیرا هر حالی که به عارف سعید عارض شود، فاضل‌ترین فعلی که مناسب آن حال بود، ایثار کند؛ مانند صبر در شدت، سخا در ثروت و حسن تحمل در فاقه. پس او در همه این احوال سعید باشد و سعادت او منتقل نشود بلکه سیرت او اقتضای مزید سعادت کند و اشراقات باطنی او را افزون‌تر گرداند.

چون صبر به مصائب و وقایع صعب از جهت عدم احساس و نقص فهم نبود بلکه از غایت شهامت نفس و ارتفاع همت شود، نیکو‌ترین سیرتی خواهد بود که او به هیچ وقت مرتکب فعل رکیک نشود و هیچ آفت، سعادت را از او سلب نکند بلکه در هر حالی که شود بر سنت و سیرت خویش باقی ماند.

سیرت‌های خلق به حسب بساطت سه صنف است، از جهت آن که غایات افعال ایشان سه نوع تواند بود:

اول- سیرت شهویه.

دوم- سیرت غضبیه.

سوم- سیرت حکمت که آن غایت نفس عاقله است و سیرت حکمت، اشرف و اتمّ سیرت‌هاست.

لذت هر کسی در ادراک مطلوب خویش است؛ چنان که لذت عادل از عدالت تواند بود و لذت حکیم از حکمت که غایت مطالب نفس کامله است که از حصول آن لذت فوق تصوری عاید او می‌گردد.

سعادت حقیقی اشرف چیز‌هاست و سیرت او لذیذ‌ترین سیرت‌ها اما از جهت اظهار فضیلت، او را با قوهٔ شهویه و غضبیه امکان تمایل و مباشرت بود لیکن در موارد حسی مغلوب آن‌ها نشود. چون این مقام حاصل نبود، شرف انسان پوشیده ماند؛ مانند فاضلی که خفته و از فضل او در آن حال کسی بهره‌ای نبرد و نیز در آن حال اظهار فضل نتواند کرد. در صورت امکان قدرت و عدم تمایل، شرف اصلی در ضمیر متمکن شده و محبتی که در او راسخ بود، به حد شیفتگی و عشق رسد.

سالک عارف ننگ دارد که قوای باطنی را مغلوب قوای حسی کند و سرور دل به لذتی کند که حیوانات دیگر هم در آن شرکت دارند؛ چه، این لذت در معرض زوال و انتقال است.

لذت حسی ابتدا پیش طبیعت مرغوب است و شوق بدو از جهت استیلای قوهٔ حیوانیه در تزاید می‌باشد و این موجب کاهش قدرت باطنی خواهد بود؛ آنگاه قبیح را مستحسن و شنیع را جمیل پندارد و چون به نهایت رسد لذت منتفی شود و بعد، نظر بصیرت زشتی و فضیحت آن را ظاهر سازد و وخامت عاقبتش را در نظر آورد.

لذت عقلی به خلاف لذت حسی است و چون حاصل شود کمال حسن و بها و شرف و فضل آن ظاهر شود و انسان را به کمال رساند. این است لذت عقلی، زیرا که آن لذتی است که صاحبش را از نقص به کمال و از بیماری به صحت و از رذیلت به فضیلت رساند.

ادامه متن