جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار نود و هشتم

لذت فعلی و لذت انفعالی

لذت سعادت حقیقی یا لذت عقلی ماوراء سایر لذایذ است. برای تحصیل این لذت هر کسی را به تأدیب احتیاج است و بعد از آن به سیاست شریعت و پس از آن به تهذیب اخلاق و عقیدت سپس به تقویم طریقت بر وفق حکمت.

لذت سعادت حقیقی، لذت فعلی است؛ پس چنان که لذت انفعالی تعلق به اخذ و قبول دارد، لذت فعلی را تعلق به اعطاء و ادا بود؛ پس سعادت مستلزم جود است که استیفای لذت سعادت در نثار فضیلت و اظهار حکمت بود که شریف‌ترین نفایس و اشرف رغایب است.

عجب در این است که جود حقیقی با آن اشرفیت منزلت و علو مرتبت، خاصیتی است ضد خاصیت جود مجازی. چه اموال و اعراض دنیوی به بذل، ناقص شود و تبذیر در آن موجب قلت و نیستی ذخائر و خزائن گردد لیکن جود حقیقی به بذل و تبذیر، موجب ازدیاد ذخائر گردد و از نقصان و زوال محفوظ ماند.

مواد جود مجازی در معرض حرق و غرق و تسلط اضداد و اعدا شود لیکن جود حقیقی از تطرّق آفات و تسلط حسّاد و اضداد ایمن ماند.

اگر کسی خواهد به سعادت حقیقی نایل شود، باید مجاهدت در راه حق داشته باشد؛ چنان که خداوند تبارک و تعالی فرماید: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنِین». مجاهدت در راه خدا چنین است که انسان حقیقت خود را خالص کند برای خدا و اعراض نفسانیه را از خود دور کند؛ چنان که حضرت خاتم‌الانبیاء(ص) فرماید: مجاهده با نفس کنید تا حکمت بر قلوب شما حلول کند.

هر کسی باید بداند که در این دنیا زندگی او بیش از یک عمر نیست و اگر در این عالم کسب فضایل نمود، به سعادت ابدی فایز خواهد شد. و اگر نفس، او را از کسب فضایل محروم کرد و از دنیا رفت، دیگر محال است که سعادت نصیب او شود زیرا که آخرت دار حصاد است نه دار زرع.

پس اگر کسی عمر خود را به غفلت سپری سازد و راه‌های باطله را پیموده و کسب شقاوت کند و تا در دنیاست از معاصی خویش نادم نشده و موفق به توبه نشود و با همین حال از دنیا رود، محال است که سعادت حقیقی نصیب او گردد. از خدای رحمان مسئلت داریم که به حق پاکان و نیکان و عارفان درگاهش، ما را از اهل سعادت و ایمان و یقین قرار دهد و توفیق معرفت و عبادت و طاعت کرامت فرماید.

اَعراض متمِّم جواهر

اعراض و جواهر امور نسبیه هستند و به یک نظر هر پستی نسبت به بالا‌تر از خود عَرَض شمرده می‌شود و به نظر اصالت، همه چیز در جای خود از آثار حکمت الهی است و اگر نبود، حکمت حکیم ناقص می‌شد. شاهد ناظر بر این مطلب این که هر یک از اعراض و جواهر و ارتباط و ترکیبات آن‌ها آثار و خواص به‌خصوصی دارد که اگر آن عرض و جوهر نبود، خاصیت آثار مذکور ظاهر نمی‌شد و این معنی نزد علمای شیمی بدیهی است. نیز توان گفت که اعراض متمّمات جواهر و اصولند و غرض عمده، جوهر اصلی است که علت غایی ایجاد است.

انسان هم دارای اعراض و اصول می‌باشد که آن اعراض، متمّم جواهر و اصول او می‌باشند؛ پس باید اعراض تا مدتی در او باقی مانند تا جوهر او نضج یافته و کامل شود، آن وقت او را از اعراض مستخلَص نمایند. در این مقام است که حجاب‌ها همه از میان بر‌داشته شده به وصال جمال جمیل دوست نایل آید.

ادامه متن