جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

بدعت گناه نابخشودنی

مسئولیت هرکسی در پیشگاه الهی به نسبت مراتب عقلی و امکانات تعلیمی و تربیتی اوست. پس فردی که از این مراتب و امکانات بیشتر برخوردار است، در پیشگاه حق مسئولیتش بالاتر است. حضرات انبیاء و اوصیاء مسئولیتشان در پیشگاه الهی از همه بالاتر است، زیرا از مراتب عقلی و امکانات تعلیمی و تربیتی در حد اعلی برخوردار بودند. به طوری که بنا به آیات قرآن، حتی به محض ارتکاب به ترک اولایی، به شدت مورد مؤاخذه پروردگار متعال قرار می‌گرفتند.

افرادی که از مراتب عقلی و امکانات تعلیمی و تربیتی در حداقل بهره‌مندند و به آن معنا شرایط در آنان جمع نیست، مسئولیت آنان در پیشگاه الهی همانند حضرات انبیاء و اوصیاء و اولیاء نمی‌باشد.

سالکین الهی موظف و مکلفند که همه اقداماتشان نه به خاطر کسب امکانات مادی و جلب رضای مردم، که به خاطر حق و رضای او باشد. آنان در مبارزه با بدعت‌ها باید عده کثیری را که تابع ادله منطقیه و براهین حکمیه و عقلیه نبوده و بی‌خبرند، تا حد امکان آگاه نموده و متذکر گردند که مقصود از همه این اقدامات الهی، ارشاد و نجات است. اما باید اول ارشاد را از خود شروع کنند و به وظایف و تکالیف خود آشنا گردند، در غیر این صورت چنان که باید و شاید نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

واصلین و کاملینی که خیر عاقبت نصیب آنان گشته، مسلماً در قبال برخورداری از مراتب عقلی و امکانات تعلیمی، صاحبان عمل و تقوی بودند وگرنه موفق به سعادت ابدی نمی‌شدند.‌ البته واصلین و کاملین از همان مراتب عقلی و امکانات تعلیمی برخوردار بودند که یک سالک الهی برخوردار است، با این تفاوت که آنان تا پایان عمر ملبس به لباس تقوی شدند و الا تنزل و یا سقوط می‌کردند.

آری ممکن است مراتب تعلیم و آمادگی سالکی به آنجا رسد که حتی به مقام رهبریت نیز مفتخر شود، ولی در اثر غفلت منحرف و به بیماری شدیدی مبتلا گردد، چنان بیماری که پیغام‌های الهیه در او مؤثر نشده و در بحر نفسانیت مستغرق گردد و همه احکام و قوانین را فراموش کرده و زیر پا نهد!

اگر سالکین طریق حق سیری در تاریخچه زندگی مشاهیر کنند، می‌بینند که خیلی از بزرگانی که سرنگون شده‌اند، هیچ از دلشان خطور نمی‌کرد که روزی ساقط شوند. مقام معنوی خلفا زمانی در اوج بود ـ هرچند پاره‌ای تهمت‌ها و افتراها مطرح شده که آنان از اول این عیب را داشتند ـ ولی در پایان عمر مغلوب نفس اماره و شیاطین شدند، به طوری که تمام تأکیدات و توصیه‌های حضرت نبی اکرم‌(ص) را زیر پا گذاشتند.

اهل معرفت می‌دانند فردی که بدعت گذاشته، مرتکب گناه بزرگی گشته که علاوه بر جرم خود، گناه افراد دیگری هم که به آن مبتلا می‌شوند در نامه اعمال او ثبت می‌گردد. حتی پس از رفتن او از دنیا هر کسی که گناهی را به واسطه آن بدعت مرتکب شود، شخص بدعتگزار در گناهان آنان سهیم است. برعکس، صاحبان عمل خیر و الهی که وسیله ارشاد دیگران می‌شوند، در اعمال خیر آنان سهیم هستند.

خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید افراد گناهکار علاوه بر حمل بار گناهان خود، بار گناهان افرادی را که گمراه کرده‌اند نیز، حمل می‌کنند و چه بد باری است! و نیز می‌فرماید: «وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ»؛ آنچه را از قبل فرستاده و بعد از خود بدعت گذاشته، آثار آن را در نامه عملش ثبت و ضبط می‌کنیم؛ هرچه آنان گناه کنند، مراتب عذاب او افزایش می‌یابد. «ینَبَّؤُا الْاِنْسانُ یوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ اَخَّرَ»: در آن روز به انسان خبر داده می‌شود به آنچه از پیش و پس فرستاده، چه مثبت باشد و چه منفی.

آری خداوند متعال هر گناهی را می‌بخشد جز بدعت. بدعت قابل عفو نیست، مخصوصاً برای کسی که از دنیا برود و بدعت او در دنیا باقی بماند! مگر این که به توفیق الهی در زمان حیاتش آن را ریشه کن کند. چه معاصی انواع و اقسام دارد، پاره‌ای از گناهان مضرات و خساراتش متوجه خود انسان است، و پاره‌ای سبب انحراف دیگران هم می‌شود. از اینرو فرموده‌اند: گناه نکنید و اگر وقتی مغلوب نفس و شیاطین شدید، اقلاً گناهی را مرتکب شوید که با رفتن شما از دنیا، آن گناه نیز برود و به دیگران سرایت نکند و آنان را به گناه وادار ننماید، و‌ البته این جز با مراقبه و محاسبه ممکن نیست.

از مهمترین وظایف سالک الهی، مراقبه و محاسبه است. اما متأسفانه برخی به این علوم حقه وقعی ننهادند، در حالیکه این حقایق جزو اصول بوده و مادامی که سایر مطالب با این اصول توأم نگردد، نمی‌تواند وسیله ارشاد باشد.

از جمله دعاهایی که در پیشگاه الهی مقبول نیست، این است که کسی از خدا بخواهد که او را امتحان نکند. چه خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ای مردم گمان می‌کنید که شما امتحان نمی‌شوید، و بدون امتحان به سعادت خواهید رسید؟ چه خیال واهی و عبثی! همان طور که پیشینیان امتحان شدند، آیندگان نیز امتحان خواهند شد. اما باید دانست که امتحان الهی نه فقط در قبال شداید و مصائب، که در قبال نعم مختلف است، حتی با مقامات دنیوی و امکانات و نعمت‌های ظاهری و باطنی.

ای افرادی که در ترمیم و تعمیر و مرمت ساختمان‌ها و قصرهای ظاهری و نظم آنها فعالیت می‌کنید، مدتی هم در آبادی قصرهای باطنی و تعمیر و ترمیم دل‌های شکسته بکوشید، که سعادت جاودانی در انتظار چنین مردان الهی است.

اتصالاً قرآن مجید انسان را به تفکر و تعمق دعوت می‌نماید، زیرا در این دنیای پرحادثه عقل دوراندیش و دیده دوربین و گوش شنوا لازم است، و انسان بدون تفکر و تعمق به سلامت به هدف نمی‌رسد.

سالک طریق حق باید بداند که اعمال غیرالهی موجب تضعیف مراتب بصیرت دیده دل و شنوایی گوش دل است، و لازمه عبور از طوفان‌های حوادث ظاهری و باطنی و نجات و عاقبت به خیری، تقویت حواس باطنی و قلبی است «اَللّهُمَّ اجْعَلْ عَو‌اقِبَ اُمُورِنا خَیراً».

 

خطر عظیم غلو در مقام

صفحات تاریخ مشحون است از سالکین بسیاری که از صراط مستقیم منحرف شده‌اند. لذا سالک طریق حق باید مدام از شر نفس و شیطان به خدا پناهنده شود، تا او را از شر این دشمنان قوی پنجه محفوظ دارد.

بزرگان فرموده‌اند: آیا می‌خواهی بدانی که بزرگ‌ترین دشمن تو کیست؟ آن دشمن قوی پنجه در وجود تو به نام نفس اماره پنهان است. بسیاری از سالکین طریق حق بعد از ریاضات و مجاهدات بسیار در اثر اغوای این خصم بزرگ از طریق مستقیم الهی، منحرف گردیده‌اند.

آری مؤسس یکی از سلسله‌های مشهور باطله، روزی سالک طریق حق بود و از استادی کسب فیض می‌نمود، لکن در اثر اغوای خصم بزرگ، نفس اماره، از صراط مستقیم منحرف گردید. کار به مقامی رسید که مدعی شد که مبشر حضرت مولی است! کم کم در اثر اغوای شیطان و حمله نفس اماره به این قناعت ننمود. شیاطین از هر جا سوی او شتافتند که ای مرد پاکدل چرا خود را در پس پرده پنهان می‌داری؟! مقام تو بالاتر از این است، ما مقامات ترا در خواب مشاهده کرده‌ایم، ترا در روضه رضوان و بهشت و ملکوت اعلی و عرش معلی دیده‌ایم، مقام باطنی و حقیقت خود را اظهار نما! آن شقی فریب این وساوس را خورده اظهار نمود که من تا حال مقام خود را پنهان می‌داشتم، حقیقت این است که من، مولای زمان هستم! اما به این حد هم اکتفا نکرد و سرانجام ادعا کرد که او خالق کاینات است! و در آثار مضله‌اش از جمله در دو کتاب کذایی خود صراحتاً ادعای خدایی خود را بیان کرده است. مسلماً او جزو آن عده‌ای است که در اثر اغوای شیطان، در مقام خود غلو کرده و اهل آتش‌اند.

آری باید نه در مقام خویش غلو کرد و نه در مقام دیگران؛ چنانکه عده‌ای در مقام حضرت مولی‌الموالی غلو کرده، مقام آن بزرگوار را بالاتر از مقام حضرت رسول اکرم‌(ص) دانستند؛ حتی عده‌ای نیز اظهار کردند که علی خالق کاینات است!

در کتاب مقدس نهج‌البلاغه آمده که وقتی حضرت مولای متقیان وارد شهری شد، عده کثیری به استقبال آن حضرت شتافته در تعظیم ایشان به حد رکوع خم شدند. آن بزرگوار آنان را از این عمل نهی کرده و متذکر شدند که رکوع و سجود مخصوص خداوند متعال است. گرچه وهم و فهم از درک مقام معنوی آن مولی قاصر است، اما با این همه اگر کسی معتقد شود که مقام ایشان بالاتر از مقام حضرت رسول اکرم‌(ص) است، یا مقام الوهیت را به آن بزرگوار نسبت دهد، مسلم که او اهل آتش است.

خودپسندی و خودستایی یکی از صفات ذمیمه و نتیجه اغوای نفس و شیطان است، و به ندرت اتفاق افتاده که حضرات انبیاء و اوصیاء برای نشان دادن امتیازات مکتب الهی دین و اتمام حجت، به مقام تعریف از خود برآیند.

غلو و مبالغه در مقام خود و دیگران، علتی است برای توهین و خرد کردن مقام معنوی بزرگان، لکن خداوند متعال حافظ پاکدلان است. ممکن است مقام فرد مقدسی معلوم نگردد، لکن آفتاب درخشان همیشه زیر ابر نمی‌ماند و سرانجام روزی ابرهای سیه‌فام برطرف شده و با نور خود عالمیان را منور خواهد کرد.

یکی از وظایف و تکالیف مهم سالک الهی این است که اگر کسی در مقام او مبالغه نماید، سکوت اختیار نکرده و از مدح او مشعوف نگردد، بلکه باید صراحتاً به مقام اعتراض و احتراز درآید. بنگریم به مناجات حضرت سجاد‌(ع) که در این مقام از درگاه الهی چه مسئلت می‌نماید: الهی توفیق کامله خود را شامل حال من گردان، چندان که مقام معنوی من در پیش مردم بالاتر گردد، همان مقدار مقام خویش را پست‌تر ببینم «وَ لا تَرْفَعْنی فِی النّاسِ دَرَجَةً اِلّا حَطَطْتَنی عِنْدَ نَفْسی مِثْلُها وَ لا تُحْدِثْ لی عِزّاً ظاهِراً اِلّا اَحْدَثْتَ لی ذِلَّةً باطِنَةً عِنْدَ نَفْسی بِقَدَرِها»

الهی در دل ما چراغ تقوی و معرفت بیفروز تا به توفیق تو به وسیله آن حق را از باطل تشخیص دهیم، که بدون آن چراغ دل ما روشن نشده و تشخیص غیرممکن است.

الهی خود در قرآن مجید فرموده‌ای: «وَ عَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَ عَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یعْلَمُ وَ اَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».

الهی توفیق آن معرفت را به ما عطا فرما تا آنچه را که درباره ما تعجیل فرموده‌ای یا به تأخیر افکنده‌ای، آنرا برای خود نابهنگام ندانیم.

الهی وجود مقدس اولیاء تو نور است و در هر عصری روشن کننده این شموع فروزان تویی، و آن شمعی که تو برافروزی هرگز دیگران نمی‌توانند آن را خاموش کنند.

افرادی که سالیان متمادی تحت تعالیم عالیه مردان الهی قرار گرفته‌اند و در حد کمال بر آنان اتمام حجت شده، نه امروز هیچ عذر مشروعی در پیشگاه الهی دارند و نه فردا در آن عرصه عظمی. آنان بدانند که تنها حضور ظاهری در محضر استاد الهی شرط نیست، چه اصل حضور قلب است. بسا افرادی که ظاهراً در محضر اساتید الهی حاضر و باطناً غایب‌اند، زیرا قلب آنها در جای دیگری سیر می‌کند.


الهی در سیره بزرگان دیده‌ایم که آنان به مقام نفرین بر نمی‌آیند و آن را برای خود قصوری می‌دانند. الهی ترا به مقربین درگاهت، همه منحرفان را به صراط مستقیم هدایت نما. الهی معارف آسمانی خود را به سوی ما بفرست و به واسطه آن، تیرگی‌ها را از دل ما بزدای.

ادامه متن