جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

رهنمونی به خدمت استاد

کلام و تعالیم مربی در مرتبه‌ای از مراتب در تعلیم و تربیت و ارشاد مؤثر است. اگر چه ظاهراً این آثار معلول کمیت، بالاخص کیفیت تعلیم است، ولی نکته‌ای که باید مورد نظر باشد این است که هرچه مراتب تشنگی و تزکیه مربی بیشتر شود، تأثیر معنوی تعالیم نیز بالاتر خواهد بود. امّا بسا مربیان و متعلمینی که به علت عدم رعایت این نکات به پرتگاه خذلان درافتاده‌اند.

بنابراین فرد مربی باید چنان واجد شرایط باشد که مراتب و میزان حرکات الهی و تزکیه متعلم را دریابد، تا بتواند رافع و دافع موانع و حجابات ابتدایی او شود. در غیر این صورت متعلم از این تعالیم چنان که باید برخوردار نشده بلکه ممکن است مربی موانع و حجابات دیگری را نیز به وجود آورد.

در صورت اول اگر متعلم به وسیله مربی خدمت استاد رهنمون شود، آن مربی حقیقی و استاد کامل به محض ورود آن متعلم را مورد معاینه خود قرار داده، جنبه‌های مثبت و منفی ابتدایی او را تمیز می‌دهد و حتی‌الامکان در رفع آن حجابات می‌کوشد. در این صورت متعلم می‌تواند تشنه‌وار به سوی استاد حرکت کرده و از دست برانگیخته ساقی الهی «وَ سَقیهُمْ رَبُّهُمْ» با مِی طهور عشق سرمست گردد.

فردی که از برنامه و محفلی اعراض می‌کند و تمایل خود را به حضور در محفل الهی اعلام می‌دارد، بر اساس دستور اسلام باید حرکت او از روی بینه و علت اعراضش روشن و مستدّل باشد. ایرادات و اشکالاتی که به نظر او می‌رسد، باید مورد تأیید عقل سلیم بوده و دریابد که آنها مانع طی منازل طریق حق است.

امّا آنان که می‌خواهند محضر استاد شرفیاب گردند، ایشان را نیز مراتبی است. بعضی هنوز در طریق حق مرحله‌ای از مراحل سیر و سلوک را طی نکرده‌اند و از تزکیه و رعایت ریاضات و مجاهدات ابتدایی بی‌خبرند و حجابات ظلمانی و نورانی را نشناخته‌اند، در این صورت ممکن است نتوانند تعالیم عالیه استاد را تحمل نمایند. زیرا ذوق اکتساب معانی از ایشان برطرف شده، علاوه بر این که نتوانند امور مثبتی را انجام دهند، بسا که خویشتن را به وادی هلاکت اندازند.

همچنین کسی که آماده نیست با جان و دل و با دلیل منطقی و عقلی و نقلی قدم در صراط مستقیم گذارد، بسا که سستی و انحراف او موجب وارد آمدن لطمات و صدمات بسیار و حتی انحراف عده‌ای دیگر شود. چنان افرادی باید ابتدا به رفع موانع پردازند تا شرایط لازم برای برخورداری از تعالیم عالیه برایشان به وجود آید.

امر الهی است که همواره قبل از اقدام به هر کاری، با تفکر و تعقل و دقت در پیرامون آن، تحقیقات و مطالعاتی صورت گیرد تا مشتمل برخیر کثیر گردد و حتی از ضرر یسیر احتمالی نیز جلوگیری شود.

امّا راهروانی که پیش از ورود به حوزه مربیان، مستقیم یا غیرمستقیم، ظاهراً یا باطناً در اخذ تعالیم علوّیه با اساتید بی ارتباط نبوده‌اند، تشرف بدون واسطه ایشان به خدمت استاد موجب ارشادشان شده و بر مراتب تشنگی آنان می‌افزاید. به طوری که به اندک تعالیم عالیه استاد، سرمست شراب طهور عشق محبوب ازلی شده و می‌توانند به واسطه اخذ چنین تعالیم به جایی رسند که در مقام مشاهدت «بی یبْصُرُ» بر همه چیز بنگرند و از مقام «فَبی یسْمَعُ» منشور و فرمان الهی را، حقایق را به سمع دل بشنوند.

        استقلال حقیقی در شکوفایی معنوی

بعضی کلمات همانند استقلال گرچه ورد زبان عام و خاص شده، امّا در معنی و حقیقت، چنان که باید در آن اندیشه نشده است. شخصی می‌تواند مستقل بوده، استقلال خود را حفظ نماید که نسبت به احکام و اوامر و کیفیت سیر و سلوک، تقریباً غنی باشد و به عبارت دیگر، از لحاظ شکوفایی نیروهای باطنی غنی باشد تا مستقل گردد.

امّا بدون سیر در تعالیم عالیه و بدون سیر در حکمت و باطن امور، چگونه می‌توان مستقل بود، و چنین استقلال چه نتایج الهی خواهد داد؟!‌ البته استقلال واقعی انسان هم در مرتبه‌ای از مراتب خواهد بود نه به طور کامل. اگر کسی بخواهد با این همه نقص، کاملاً مستقل باشد، قطعاً به خود ظلم کرده است زیرا امر قرآن و اسلام همواره بر این است که «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا».

سالک طریق حق و مربی الهی باید نقد خود را بر محک استاد زند؛ آنچه را به استقلال به دست آورده، به محک کلام استاد زند تا در صورت لزوم در اصلاح آن بکوشد. سالک باید در خود مطالعه نماید که تا چه حد در کلام بزرگان سیر کرده و بدان عالم و عامل شده است.

ظاهراً بسیاری از مردم دارای استقلال هستند، ولی اگر یافته‌های خود را به محک کلام استاد زنند، بسا که اندکی مقبول و بسیاری مردود باشد. نگهداری امور مردود را نشاید که استقلال شمرد و بر آن اصرار ورزیده و در حفظ آن کوشید. اول باید اصالت هر فکر را با محک کلام استاد الهی سنجید و بعد از تابش انوار حقایق بر دل، آنها را حفظ نمود.

اگر نور عشق الهی بر دل بتابد، آنگاه در مرحله‌ای از مراحل، عشق راهنمای انسان می‌گردد. در این مقام است که پاسخ عقل الهی، همان پاسخ عشق و پاسخ قلب سلیم است، و در مقام نیاز می‌توان به آن قلب سلیم مراجعه کرد و از آن پاسخ الهی گرفت.

مربی الهی باید بداند که در طی این طریق، حفاظت حواس ظاهری از آفات ظاهری و حراست آنها از امور ممنوعه و فعلیتشان نسبت به امور مشروعه، موجب تحریک قوه متعلّقه باطنی است؛ که در صورت تداوم تقویت یافته موجب شکوفایی نیروهای جزئیه عقل باطنی یا عقل الهی می‌گردد. اگر در ابتدا عقل ظاهری نتایج را ارائه می‌داد، اینک ارائه دهنده نتایج علویه، عقل باطنی است.

چنان که حفاظت و مراقبت حواس ظاهری از آفات، سبب ترفیع مراتب مقام عقل باطنی است، حفاظت و مراقبت عقل الهی از آفات به وسیله کمال انقیاد از فرمان حق، نیز موجب رشد شجره طیبه عقلیه و انقطاع آن از ماسوای حق است. این انقطاع می‌تواند به مرتبه‌ای رسد که سالک در حد کمال مجذوب محض جاذبه الوهیت شده، از علوم غیبی و لدنی برخوردار گردد. در این مقام است که حجاب‌ها از افق دل نابود شده و خورشید حقیقت بدون عوایق و موانع بر دل سالک تابان گردد.

ادامه متن