جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

شرایط سائل و مسئول

در مقام تعلیم و تربیت هرچه سائل و مسئول از اتحاد قلبی بیشتری برخوردار باشند، به همان میزان بهتر و سریع‌تر به کیفیت قلبی یکدیگر پی برده و پاسخ منطبق بر نیاز و احتیاج می‌شود.

اتحاد قلبی، توافق خواسته‌ها و آمال قلبی است. از جمله عوامل اتحاد قلبی، حج و محبت و حسن خلق است. علت عدم اتحاد قلبی، اسارت در صفات غیر الهی است مانند خودخواهی، خودبینی، منیت، حب دنیا و مقام و اشتهار.

مسلماً سؤال، نمایاننده کیفیات قلبی سائل است، ولی مراتب این روشنی به نسبت کیفیت قلب هر کس بوده و برای همگان یکسان نیست. هر کسی نمی‌تواند به مراتب کیفیت قلبی سائل پی ببرد، چه این امر مستلزم امتیازات دیگری است.

سائل باید واجد شرایط باشد، امّا بسا که سائل واجد شرایط نمی‌باشد، غرض او این نیست که جوابی بشنود که موجب افزایش مراتب علمی و کیفیات الهی او شود. در این صورت، چنین سؤال و جوابی ایجاد اتحاد نمی‌کند. پس وقتی سؤال توأم با اخلاص نیست، الهی نبوده ولو سائل، حسن سؤال داشته باشد.

امّا مسئول هر چقدر اطلاعات ظاهری و باطنی و کیفیات الهی او بالاتر باشد، مراتب ادراک او نسبت به حال سائل بیشتر است. ابتدا باید کمال توجه به فرد مسئول شود.

اگر مسئول فردی مادی، خودخواه و خودبین نباشد و در او آرزوی اشتهار نبوده و واجد شرایط باشد، یعنی فردی بیداردل و آگاه و دارای علم ظاهری و باطنی باشد، او حتماً به کیفیت سؤال سائل پی برده و می‌تواند به سؤال جواب دهد.

در قبال سؤالات متعلمین الهی، مربی باید با نیت الهی پاسخ دهد و نظرش این نباشد که آنچه را می‌داند به دیگران تحمیل نماید. اگر سؤال کننده در برابر اظهارات معلم و مربی، ادلّه و براهینی قانع کننده اقامه کند و مسلم گردد که حق با اوست، در این صورت نه تنها باید معلم و مربی آن را بپذیرد، که حتی باید در مقام قدردانی و به رضای حق و نه به قصد خودنمایی، دست او را هم ببوسد.

در مجموع باید عملکرد معلم و مربی چنان باشد که پایان برنامه توأم با هیچگونه ناراحتی نباشد، و موقع جدا شدن با کمال صمیمیت و رضایت و صداقت باشد تا مراتب دوستی و اتحاد شدت یابد. امّا اگر بحث و گفتگو منجر به جدل گردد، فایده‌ای بر آن مترتب نیست و نباید فرصت و مجالی برای ایجاد ناراحتی داده شود، تا متعلمین با حال معنوی و بشاشت روحی، محفل الهی را ترک نمایند.

پاسخ باید مورد تأیید عقل الهی و قرآن و بزرگان باشد و توأم با مهر و محبت ارائه شود. چنین سؤال و جوابی ایجاد توافق قلبی می‌کند که از جمله آثار گوناگون آن، اتحاد است.

اگر سائل و مسئول واجد شرایط نباشند، مثلاً اگر مسئولْ عالم غیر عامل باشد و یا به سؤال طرف دقت نکند، انتظار اتحاد و اتفاق بین این دو محال است. امّا در صورت جمع شرایط، امکان دارد که سائل حتی ندیده به توفیق الهی به عده کثیری از اهل ایمان علاقمند گردد، و اتحاد قلبی با آنان هم به وجود آید.

علت عدم اتحاد قلبی و حتی پیدایش کینه، این است که به سؤال پاسخ مطلوب داده نمی‌شود و سؤال کننده نمی‌تواند پاسخ واقعی خود را دریافت نماید؛ یا در مقابل اصرار سائل، مسئول شرایط لازم را ندارد. لکن اگر سؤال و پاسخ با جمع شرایط باشد، نه تنها کینه و تفرّقی به وجود نمی‌آید که سبب توافق قلبی نیز می‌شود.

لازم به یادآوری است که به برخی سؤالات، نه حضرات انبیاء و اوصیاء پاسخ داده‌اند و نه حضرات اولیاء، و‌ البته این عدم پاسخ نیز در مقامی خود یک پاسخ الهی است. انسان الهی، سخن او و سؤال و پاسخ او و عدم پاسخ او همه الهی است، و وقتی با نیت و قلب پاک برای احیاء قلوب و سعادت دیگران سؤالی برایش پیش آید، ممکن است از مقام «وَ بی ینْطِقُ» کلامی صادر شود و بر سمع دل او رسد که مسلماً چنین پاسخ و کلامی، نورانیت عظیمی دارد. این توفیق بدون درک استاد الهی امکان‌پذیر نیست.

برای سالکین و عارفین الهی برنامه و مسیر و قانون الهی را نشان داده‌اند. نیازی به توضیح نیست که هر کسی به استاد نیاز دارد وگرنه بدون اتصال به درگاه الهی، او گمراه خواهد شد و اهریمنان نیز در کمین‌اند که او را گمراه کنند. بدون تبعیت و بدون ارتباط با استاد، سالک نمی‌تواند به اتحاد قلبی برسد.

حتی اگر کسی قرآن را هم اختیار کند، به تنهایی و بدون استاد، نمی‌تواند به مقصد و مقصود رسد، و این امری است عقلی که قرآن به تنهایی کفایت نمی‌کند. روی زمین از حجت الهی و از استادی که استضائه و استناره او از صاحب ولایت است، خالی نمی‌ماند. لازمه چنین مقامی مظهریت صفات حق و صفات محبوبین درگاه الهی است. همچنان که ائمه اطهار مهربان‌تر از پدر و مادرند، این استادان الهی هم مظهر همان مهر و محبت‌اند و خیر دیگران را مقدم برخیر خود دارند. وقتی برای سالکی ثابت شد که حقیقتاً استاد الهی بیش از خود به او علاقمند است، در این صورت چنین معرفت و اطمینانی موجب اتحاد قلبی و پیشرفت کمالی می‌گردد.

 

رعایت استعدادها درتعلیم حقایق

کلام بزرگان در معنایی کلام حضرات انبیاء و اوصیاء علیهم‌السلام است، و یکی از وظایف مهم علمای ربانی و واصلان و صاحبدلان، ابلاغ حقایق است. ابلاغ حقایق باید حتی‌الامکان به همگان صورت گیرد، با این تفاوت که به هر کسی به نسبت مراتب ایمان و عقل و علم و کیفیت شئون قلبی او باشد.

متعلمین مبتدی همه از لحاظ سابقه و آشنایی به حقایق و مراتب علمی و حتی مراتب تقوی و تزکیه و تهذیب یکسان نیستند. از اینرو بزرگان فرموده‌اند هر کسی که می‌خواهد با فردی به مذاکره بپردازد، یا حقایق را به افرادی ابلاغ نماید، باید مراتب ظاهری و باطنی آنان را در نظر بگیرد که از لحاظ درک معارف عالیه الهی در چه پایه‌ای هستند.

آیات قرآن مجید را ظاهری و باطنی است که باید در مقام ابلاغ، مراتب مذکور رعایت شود. ممکن است در مرتبه‌ای ابلاغ برخی معانی قرآنی که در ردیف معانی بطونی است، مناسب و صحیح نبوده بلکه جزو محرمّات باشد. از این‌رو بایست برای اهل ظاهر در مرتبه‌ای و برای اهل علم و صاحبدلان در مرتبه‌ای دیگر از حقایق ابلاغ گردد.

بنابراین برای افرادی که استحقاق ندارند، ابلاغ معانی قرآن که در ردیف معانی بطن اول یا دوم باشد، جزو محرمات است. زیرا چنین ابلاغی نه تنها برای آنان مؤثر نشده و سبب گشایش جهت مثبت در صفحه قلب نگردد، بلکه جهات منفی را تقویت نموده و به جای ارشاد، گمراه شود.

بیان حقایق باطنی و معنوی احکام الهی برای آنان که مورد اعتماد بوده و اهل تفکر و تعقل و نظم و ترتیب الهی هستند، اشکالی ندارد زیرا آنان در واقع از محارم اسرار و محرمان بارگاه قدس به شمار می‌روند. برای طالبانی که از اعمالشان روشن می‌گردد که صاحبان اخلاص بوده و تا حدی مورد اعتمادند، نیز این اظهار بلا اشکال است. امّا بهتر است از ظاهربینان، از افرادی که کوتاه بین بوده و اهل تفکر و تعقل نیستند، کتمان شود.

بنابراین آنچه از حقایق و اسرار به سالکین می‌رسد، دقیقاً باید مورد بررسی و نظر قرار گیرد که به چه کسانی و تا چه حد مجاز به اظهار آن هستند. این اظهار بر دوگونه است: یکی اظهار و فرمان عمومی است و دیگری حکم و پیام خصوصی و سرّی به فرد یا افراد خاص که سایرین نباید بدان واقف شوند مگر در موقع مناسب آن. لازمه راز داری، شهامت و شجاعت الهی است. فرد شجاع حتماً صاحب جمیع صفات خدایی است. زیرا جوهر صفات الهیه شجاعت است، و در فقدان آن در صفات انسان خللی وجود دارد.

از جمله نکاتی که به غیر از محارم اسرار، نباید دیگران به آن وقوف یابند، شمول فضل و رحمت خاص پروردگار به فرد یا جمعی از اهل ایمان است. در این گونه موارد به نحو دیگری به نسبت علم و معرفت و عقل و کیفیت تعلیماتی که ظاهراً و باطناً افراد دیده‌اند، باید ابلاغ حقایق شود زیرا در این مراتب، ابلاغ جزو واجبات است.

عرفان و فلسفه اسلامی گرچه علم بزرگی است، ولی در میان کتب فلسفی و عرفانی مطالبی وجود دارد که موجب گمراهی است. هم‌چنین عموماً مبتدیان به زبان عرفان واقعی آشنا نیستند، لذا برای آنان خسته کننده بوده و سودی در برندارد و بسا که موجب سستی آنان گردد. پس اولی این است که در ارائه مطالب عرفانی و فلسفی و حکمی، مراتب عقلی و علمی و تزکیه و تصفیه قلبی متعلمین در نظر گرفته شود و در قالب ساده‌ای بیان گردد. معلم و مربی نیز علاوه بر این که خود باید به حقایق عرفانی عالم و عامل باشد، لازم است که مورد تأیید استاد الهی قرار گیرد.

در انتخاب کتب مورد مطالعه نیز باید دقت بسیار صورت پذیرد. خصوصاً در مورد دانشمندان خارجی که کتاب‌هایی درباره زندگی حضرت رسول اکرم‌(ص) می‌نویسند، یا راجع به ردّ مطالب باطله طایفه‌ای، کتبی به رشته تحریر درمی‌آورند، باید بذل توجه و دقت بیشتر شود زیرا امکان دارد در لابلای موضوعات آنها، مطالبی باشد که موجب انحراف عده‌ای گردد، مثلاً معجزات را انکار نماید.

سالکینی که از ناحیه استاد الهی اجازه تعلیم یافته‌اند، باید دقت بسیار نمایند و بدانند که اندکی غفلت، بسا موجب انحراف عده کثیری گردد. آری مربیان الهی آنانند که حقایق را به رضای الهی به متعلمین مکتب ربوبی تعلیم می‌دهند و به توفیق حق و تعالیم عالیه بزرگان و تزکیه نفس و تصفیه دل، تصریح و تفسیر آیات را از کلام بزرگان استخراج کرده هر علمی که برای آنان حاصل می‌شود، بدان عالم و عامل می‌گردند.

ادامه متن