صفات و علایم عالم ربّانی (قسمت دوم)
دیگر از تعالیم آن بزرگوار است که وقتی برادرت از تو غایب گردید، او را به بهترین ذکری یاد کن که دوست داری موقعی که از او غایب شدی، ترا یاد کند. عالم ربانی از کسی غیبت نمیکند مگر این که جایزالغیبه باشد. عالم ربانی اهل سخاوت است.
بهترین مردم در دنیا و عقبی عالم ربانی است و بعد از آن سخاوتمندانند، و شریرترین مردم در دنیا و عقبی، علمای بیعمل هستند و بعد از آنها بخیلانند.
احسان کنندگان یا ثروتمندند و یا تهیدست، البته ثروتمند احسان کند و تهیدستْ ایثار، خداوند تبارک و تعالی کسانی را که با وجود احتیاج ایثار میکنند، مدح میفرماید.
عالم ربانی عاشق مقام و منصب ظاهری نمیشود، به مال و منال جز به حد کفاف اعتنا نمیکند، به آنچه خدا قسمت کرده راضی است. اگر زمانی عالم ربانی و مرد الهی طالب مال و منال و یا منصب و مقامی شد، مسلماً به رضای حق میخواهد از این قدرت و مقام ظاهری، خدمات شایانی به جامعهٔ اسلامی انجام دهد.
عالم ربانی را سه نشانه است: علم، حلم، خاموشی. البته خاموشی به جا و به مورد، زیرا خاموشی بیجا از گناهان کبیره است. عالمنما را نیز سه علامت است: اول ـ به نافرمانی با مافوق خود جدل کند. دوم ـ به زیردستان ستم نماید. سوم ـ به ستمکاران یاری رساند.
از علایم عالم ربانی این است که همیشه در مقام مباحثه و مجادله، با کلام و دلیل الهی مباحثه میکند تا با ادلّه و براهین الهیه حقیقتی را به اثبات رساند. امر شده به مجادله و نیز از آن نهی شده اما نه به طور مطلق، یعنی امر است به مجادله به جا و به مورد. از جمله پیشوایان الهی فرمودهاند با دو کس جدل مکن: با سفیه و حلیم. البته مراد آن شخص حلیمی است که بر حق باشد. اگر با حلیم مجادله کنی بر تو غلبه نماید، و اگر با سفیه مجادله کنی، ترا خوار سازد. آری باید بدانیم محل مجادله کجاست و در کجا باید از آن اجتناب کرد، و در کجا مجادله واجب بوده و قصور از آن گناه است.
عالم ربانی باید با دقت موارد را ملاحظه نماید و امر است که مجادلهاش به جا و با براهین الهیه باشد. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»، «وَ لا تُجادِلُوا اَهْلَ الْکِتابِ اِلّا بِالَّتی هِی اَحْسَنُ»؛ با اهل کتاب مجادله نکنید مگر با آنچه که بهترین است، یعنی با براهین الهیه و ادله منطقیه مباحثه کنید.
«اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْـمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛ دعوت کن به راه پروردگارت با حکمت و موعظة حسنه «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی اَحْسَنُ»؛ در اینجا امر است که مجادله باید به بهترین وجه انجام گیرد. بزرگان فرمودهاند که مجادله با باطل، باید به وسیله حق باشد نه با باطل.
وقتی دو نفر با یکدیگر به مقام مجادله برمیآیند، ممکن است هر دو بر باطل باشند؛ مجادلهٔ باطل با باطل، موجب تقویت باطل است. قبل از مباحثه باید به شرایط آن واقف شد، بسا که افراد خودخواه با باطل مجادله کنند، غافل از این که نمیتوان به وسیله باطل، باطل را از بین برد. با ضعف مراتب علمی، مجادله با اهل باطل، سبب ضایع کردن علم و تقویت باطل است. به شهادت تاریخ، از اول خلقت تا امروز همواره مردان الهی با اهل باطل مبارزه کردهاند، لکن مبارزهٔ ایشان با باطل به وسیله حق بوده و توانستهاند باطل را محو نمایند.
امید است حقایق حقه الهی که از لسان عارفان و علمای ربانی جاری شده و به قلم حق به مقام تحریر میآید، وسیله انهدام باطل گردد.
یکی دیگر از خصوصیات عالم ربانی، رعایت دقت و احتیاط در قضاوت است. گرچه حقیقت و بطلان انسان از عمل او آشکار میگردد و عمل هر فردی معرف اوست، اما تشخیص کمیت و کیفیت عمل و صلاح و فساد آن، خود بابی از ابواب معرفت است.
هرکسی نمیتواند کیفیت درونی دیگران را تشخیص دهد، تشخیص دهنده باید اهل حقیقت باشد نه مجاز. در واقع فردی میتواند قضاوت کند یا به وسیله عمل کسی او را بشناسد که خود واجد شرایط باشد. لازمه شناخت و قضاوت عادلانه، برخورداری از تعالیم عالیه استاد الهی و شمول فضل و رحمت حق تعالی است که به مقامی برسد که دارای قدرت تشخیص و بصیرت گردد.
آری عالم ربانی کسی است که دارای عقل باطنی گشته و در حد کمال از حقایق بهرهمند باشد. او همواره در حال اعتدال قلبی است و پستی و بلندیها و موفقیتها و عدم موفقیتهای ظاهری و پارهای حوادث و طوفان روزگار در او مؤثر نمیگردد و مغلوب احساسات نمیشود.
چنین عالمی اگر در رأس جماعت یا اجتماعی قرار گیرد، در آن موقعیت خطیر و حساس، کمال دقت و همت را بنماید که از او قصور و گناهی سرنزند. چه قصور و گناه او قابل قیاس با دیگران نیست تا آنجا که بزرگان فرمودهاند فساد عالم، عالَمی را فاسد میگرداند.
از کلام حضرت مولی علی علیهالسلام و از جمله از فرمان به مالک اشتر، چنین برمیآید که آن بزرگوار در وهلهٔ اول وظایف خود را تشریح نمودهاند که رفتار حاکم و زمامدار با مردم چگونه باید باشد. اگر از آن مقام قصور و گناهی سربزند و مرتکب افراط و تفریطی شود، مسئولیت سایر مسئولین به عهدهٔ اوست. اگر میخواهد شخصی را به عنوان نماینده و حاکم بگمارد، باید وی را بیازماید و بعد از انجام تحقیقات و احراز شرایط لازم نصب کند و بر عملکرد او نظارت نماید. آن بزرگوار نظارت کامل بر والیان و مأموران خود داشتند و اگر از آنان کمترین تخلف و تخطی مشاهده مینمودند، توبیخ کرده و در صورت عدم اصلاح، او را از آن منصب خلع مینمودند.
عالم ربانی اگر به مقام قضاوت برآید، واقف است به احکام مقدس اسلام که قاضی حق ندارد با مجرم، خارج از حد اعتدال برخورد کند. اگر وقتی دشمن از در صلح درآید باید مورد احترام و پذیرایی واقع گردد و در صورتی که لازم باشد مکافات شود، باید به او اعلام گردد که برطبق احکام اسلام و قرآن با او رفتار خواهد شد.
اگر به قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بنگریم، با وجود این که آن بزرگوار امام و قلب عالم امکان است و آن مظهر علم و قدرت الهی نیازی به شاهد ندارد، ولی موقعی که مجرم را به حضور ایشان میآورند، تحقیق میکند و شاهد میطلبد و اگر زمانی به چهار نفر نرسید، آن شهود دیگر را نیز توبیخ و تنبیه میکند تا امر الهی را اجرا نماید.
آری حاکم شرع ولو علم قطعی به مجرم بودن کسی داشته باشد، باز هم باید تحقیقات کند چه در این اقدام و تحقیق حکمتهایی نهفته است. بسا که مراتب امر و کیفیات و کمیاتی مخفی و پنهان، آشکار گردد؛ و یا امکان دارد که مجرم مطالبی را بازگو کند که از نتیجه آن اکثر مردم فیضیاب شوند.
بنابراین عالم ربانی، عالمی است دقیق و دارای تفکر و عقل سلیم، که به حرف کسی از جایش نلغزد و برای حفظ مقام به دیگری تهمت نزند. او هرگز نگران این نیست که اگر از حق طرفداری کند، به مقام و موقعیتش صدمهای وارد گردد. در مقام اجرای عدالت، تفاوت و تبعیضی بین بندگان خدا قایل نگردد، چه غلام حبشی باشد و چه سید قرشی، چه خویش باشد و چه بیگانه، او مظهر عدل و داد الهی است.
الهی ما مقرّ و معترفیم که علی نتوانیم شد، ولی از تو خواستاریم که به احترام ایشان به ما هم این منصب عدالت را کرامت فرمایی تا این مقام الهی در ما نیز متجلی شود، و بلکه به توفیق تو به سبب ارشاد ما در دیگران نیز متجلی گردد.