مراحل تکوین اراده
اراده یا انگیزه و داعی به فعل، پس از سیر مراحل تفکر و تعقل یا تخیل و تصور و تصدیق، به شرط انبعاث شوق و ذوق در انسان پدید میآید. یعنی صورت ذهنی به فرمان روح از عالم تصور سرچشمه گرفته و در هامون تصدیق قوام یافته و بر توسن شوق و ذوق سوار شده و در لباس تصمیم و اراده در میدان وجود عرض اندام میکند.
در زوایای تاریک و نامرئی روح و در پیچ و شکنهای مخازن دماغی انسان، احساسات و تصورات گوناگون و تخیلات و توهمات از حد بیرون و آرزوهای رنگارنگی نهفته است، که اغلب مانند تصاویر پردهٔ سینما از برابر دیدهٔ درون وضمیر او میگذرند.
با حصول مقدمات فوق، این خوی مورد بحث، دست تکوین به سینهٔ یکی از صور ذهنیه زده و تصمیم روح را به تولید آن در عالم وجود خارجی اعلام و به وی اخطار مینماید که باید در میدان شهود جلوهگر شود.
مراحل تکوین اراده را که از عالم تعقل و تفکر یا تخیل به سوی تصدیق، و از جانب تصدیق به سوی عمل و ظرف تحقق خود جریان دارد، ارادهٔ واعیه گویند. یعنی اراده از ظرف یا وعاء ذهنی به مقام تولد و پیدایش میآید.
بعد از پیدایش اراده در نفس، تکوین و اجرای آن آغاز میگردد. اجرای اراده را عللی است که مهمترین آنها علت غایی است و علت غایی، مقدم در ذهن و مؤخر در وجود است. چنانچه شوق و ذوق به انجام فعلی ناشی از عقل و عشق خدایی باشد، ارادهٔ ممدوحه و اگر ناشی از تخیلات و وساوس هواهای نفسانی باشد، ارادهٔ مذمومه است.
اراده چون در کنگرهٔ افکار نشست و طیران فرح بخش خود را در افق زندگی آغاز نمود، از طیران خود وقتی میتواند تارهای اعماق روح را لذت معنوی بخشد و آواز دلنوازش شخص را به نشاط آورد که با خرد هماهنگی کرده، طایر آسمان فضایل گردد و در محور مکتب ایمان، ابراز وجود و شخصیت نموده و در هوای روحپرور انسانیت جلوه گر شود. چون جز این بوَد و در صورت عبوس و منحوس عفریت جهل و نادانی و مظاهر اهریمنان زشتخویی و کبر و نفاق و حسد جلوهگر شود، نه تنها در پیشگاه وجدان و ساحت برهان قدر و قیمت و اعتباری ندارد، بلکه کاملاً مستوجب سرزنش و عتاب و سزاوار نکوهش و عذاب باشد.
کسی که به ندای فرشته اراده و الهام پاسخ ندهد، راه به خطا پوئیده و از جادهٔ حقیقت منحرف شده و اسیر سرپنجهٔ هوی و هوس گشته است. او همچو تخته پارهای در روی دریا که به هوس امواج به هر طرف پرتاب میشود، تاب مقاومت و مبارزه با مشکلات را ندارد.
البته ابراز اراده در هر مورد و مقام سودمند نیست و نمیتواند همواره مفید واقع شود و مشام روح را با عطر جان پرور خویش نوازش دهد. ارادهای که موجودیت آن بر اساس وهم و گمان در هامون نفس برپا شود، هرگز ثمرهٔ اخلاقی و رحمانی ندارد. غالب پروندههای جزائی، محصول ارادهٔ بزهکارانی است که در ارتکاب جنایت، دارای عزم راسخ و ثابت هستند و با ارادهٔ قوی دست خود را تا مرفق به خون بیگناهی آغشته میسازند.ارادهٔ شخصی باید با ارادهٔ اجتماع و افکار عمومی، یعنی افکاری که به مصلحت و سعادت جامعه است و به ندای فرامین عقل تراوش یافته، هماهنگی داشته باشد. خصوصاً اگر این اراده از طرف برگزیدگان جامعه و پرچمداران قاطبه ابراز شود. باید مزیت ایشان بر دیگران به فضیلت اخلاقی و امانت و صداقت و حسن تدبیر بوده، عوامل نفسانی و اغراض مادی نتواند به حصار ایمان و کاخ فضیلت آنان رخنه کند.
آری شجرهٔ طیبهٔ اراده وقتی میوه نیکو دهد که نهال آن به دست باغبان عقل و عشق خدایی در بوستان مکتب آسمانی غرس شده و از چشمه الهامات غیبی آبیاری گردد، و در مهد عدالت و انصاف پرورش یابد تا پرچمدار فضایل گردد.