جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

مقام والای مربیان

سالک الهی در اثر تزکیه نفس، خیرخواهی، صدق و صفای قلبی ممکن است به حدی از محبوبیت برسد که کاملاً مورد وثوق و اطمینان ولی مقدس حق قرار گیرد، و رفتار و گفتار و نظراتش مورد تأیید باشد. چنین سالکی آن مرد الهی است که همواره خیر دیگران را برخیر خود مقدم می‌دارد و آماده است که هستی خود را، جان و مال و عزیزان خود را در راه حق دربازد.

ای سالکین طریق حق، بدانید هیچگاه دنیا از حجت خدا و زعیم خالی نیست؛ اعم از این که آن زعیم نیابتی باشد یا منوبٌ عنه. شرایطی است در امام که غیبت‌پذیر و نیابت‌پذیر نیست، مانند مقام شامخ ولایت تکوینی. امّا بعضی شئون غیبت‌پذیر و نیابت‌پذیر است، آن شئون در زمره اعمال تشریعی و در امور اعتباری و قراردادی است از جمله تعلیم و تربیت.

امروز بار سنگین تعلیم و تربیت یا پرچم تعلیم و تربیت بر دوش آن مربیان الهی است که از جانب هادیان الهی مورد تأیید قرار گرفته‌اند ؛ مقام آنان بسیار اجل است. خدای تبارک و تعالی مربیان هر عصری بالاخص مربیان عصر حاضر را در ردیف مبشرین و منذرین به شمار می‌آورد.

امروز بزرگ‌ترین وظیفه آنان علاوه بر راهیابی خود، ارشاد و هدایت جوانان است. آن جوانانی که مادران و پدران جامعه آینده هستند. اگر این جوانان به دست مربیان الهی هدایت نشوند، اگر این تعلیم و تربیت به میان نیاید، اصلاحات عقیم می‌ماند و آنگاه جوانان ما، پدران و مادران جامعه آینده ما در وادی ضلالت به سر خواهند برد.

نکته مهم دیگر این است که گرچه هر مربی الهی در نوبت خود یک مرد الهی است و این جنبش تعلیمی و تربیتی آنان که از کرانه‌های مختلف به وجود می‌آید، قابل تقدیر است ولی نباید که این جنبش‌ها و فعالیت‌ها کوچک و اندک بماند. باید این جنبش‌های الهی به هم انباشته و فشرده و وسیع‌تر گردد تا موج بزرگی به وجود آورده و تحول عظیمی به راه اندازد.‌ البته در قبال فعالیت‌های الهی، دشمنان و شیاطین در کمین هستند، باید آگاه باشیم که دنیا، این رنگ‌های رؤیایی، ما را فریب ندهد.

خداوند تبارک و تعالی در زمانی چنین رهروانی را به جامعه اسلامی عنایت می‌فرماید که عده‌ای دانشمندنما جامعه را به سوی اهریمنان و ناسپاسی دعوت می‌کنند. مسلماً اجابت دعوت ایشان راه مقصود را بر پوینده می‌بندد و از راه به بیراهه می‌افکند. به خصوص عده‌ای که تلاش می‌کنند خود را در ردیف دانشمندان پاک نهاد قرار دهند و مانند سراب مردم را می‌فریبند.

اما مربیان الهی آن سالکین صادقی هستند که راه حضرت اشرف کاینات، راه عشق و محبت را می‌پویند. چه از خارستان‌ها و سنگلاخ‌های این راه پرپیچ و خم، جز به نیروی عشق نمی‌توان گذشت. از اینرو مدام بر مراتب عشق خود می‌افزایند، این افزایش به نسبت مراتب انقطاع از ماسوی و پا نهادن روی دوگیتی است.

آنان این تعلیم استاد الهی را نیک دریافته‌اند که ای سالک! از دو گیتی بیزار شو، معشوق ازلی را یگانه شو، یگانه! اگر به توفیق حق از قید دنیا و عقبی آزاد شدی، ترا نیز این نور الهی فرا گیرد و این ندای غیبی را به سمع دل بشنوی «اِنّی اَنـَا رَبُّکَ» و نیز به سمع دل بشنوی که «فَاخْلَعْ نَعْلَیکَ» نعلین خود را درآر، یعنی پا روی دو گیتی بنه «اِنَّکَ بِالْوادِ الْـمُقَدَّسِ طُوی» به درستی که تو در وادی مقدس طوایی.

آری مربیان الهی آن بندگان خاص خدایند که به وادی مقدس عشق گام نهاده‌اند، امید است که معنی حقیقیه و باطنیه این آیه شریفه بر دل ایشان به مقام تحقق رسد و مقضی‌المرام گردند که فرمود: «وَ اَنَا اَخْتَرْتُکَ» ترا برگزیدم «فَاسْتَمِعْ لِما یوحی» آنچه از عالم اعلی و اسرار بر تو می‌رسد، به سمع دل بشنو تا ترا نیز فرشتگان مَلأ اعلی بشارت دهند به لقاء خدا که «اَلّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ». در این مقام است که مراتب نفوذ کلام آنان به توفیق حق افزایش یافته، دل‌ها را روشن خواهند نمود.

رسم است که عرب آتش افروزد که بدان میهمان گیرد. اینک فروزنده آتش آنان شمع ازلی است، او پروانه‌های سوخته دل را به میهمان‌سرای خود دعوت می‌کند. خوشا برحال آنان که دچار آتش عشق گشتند. آن آتش خانه افروزد، امّا این آتش دل و جان پروانگان شمع ازلی را سوزد.

در این مقام است که آنان در مرتبه‌ای از مراتب به خلعت مقام هدایت و ارشاد، مخلّع گردند و هرچه بر مراتب تزکیه نفس و پاکی خود بیفزایند، بر مراتب مقام الهیه ایشان افزوده شود. و در صورت مداومت به جایی رسند که قرین و همنشین حضرات انبیاء و اوصیاء گردند، و مهر جمال و کمال ازلی بر قلوبشان بتابد و ظلمات اختلافات را معدوم سازد و اتحاد و اتفاق قلبی و وحدت کلمه به مقام استقرار درآید.

البته مقام و مرتبهٔ همه مربیان الهی یکسان نیست. همچنان که در بین کارگرانی که در فعالیت هستند، عده‌ای قدرت و توانایی کار ندارند لکن لباس خود را خاک آلود می‌کنند و خود را به کارگران فعال شبیه می‌نمایند تا به ایشان هم مزدی رسد، در بین سالکین طریق حق نیز عده‌ای اگر چه به طور کامل راه محبوبین الهی را نمی‌روند، ولی خود را شبیه آن بزرگواران می‌کنند تا مورد عنایت قرار گیرند. آنان در تزکیه نفس می‌کوشند و قلباً خواستارند که راه حضرات انبیاء و اوصیاء و اولیاء روند، حتی‌الامکان هم می‌روند، ولی الهی تو می‌دانی که آنان به آرزوی خود نرسیدند. الهی ترا به جان محبوبین درگاهت ایشان را هم مقضی‌المرام فرما، یا ارحم‌الراحمین.

 

ضرورت طهارت نفس

یکی از اعاظم و ارکان نکات دقیقه و رقیقه که باید دل متوجه آن گردد، تحقق شرایط تعلیم و تربیت در مربی است؛ وگرنه او در ظلمات معاصی و تباهی، پرتو جمال و کمال حق می‌جوید و در این حیرت و سرگردانی، در صدد افاضه نور حقیقت بر محرومین است.

از جمله آن شرایط، پاکی نفس مربی است که تا این معنی یا نور الهی در او تحقق نیابد، حصول نتایج علویه از تعلیم و تربیت بی‌معنا و بی‌محتوی بوده و از امور محالیه به شمار می‌آید. از این‌رو هر مربی باید مدام در افزایش مراتب پاکی دل بکوشد و در تزکیه نفس خویش جدّ بلیغ به عمل آورد. باید کاملاً واقف باشد که اسلام عالی‌ترین دانشگاهی است که بنیاد آن برطهارت نفس نهاده شده است.

مربیان مکتب اسلام باید این نکته مهم را بدانند، فردی که می‌خواهد جوانان را هدایت نماید، باید نفس خود را در بوته ریاضت بگدازد و تصفیه کند. مربی باید به واسطه اکسیر عشق و تقوی، مس دل خود را مبّدل به طلا کند و الا سزاوار این منصب الهی نخواهد بود.

آری شرط مربی الهی بودن، تنها این نیست که او کتب عالیه بسیار مطالعه کند و به ظواهر علوم حقه و معارف عالیه آشنایی داشته باشد. چه، قاموس علوم دراین عصر هزاران نکته حِکمی به جامعه بشریت عرضه می‌دارد و تعداد دانشمندان امروزی چندین برابر دانشمندان گذشته است، لکن بدبختی بیش از پیش مردم را احاطه کرده است! زیرا میان علم و عمل فرسنگ‌ها فاصله است، تنها نوشتن کتاب و حفظ مطالب حقه و سخنرانی مؤثر نیست، باید علم به مقام عمل درآید.

علم حقیقی با تفرقه اندازی و نفاق افکنی سازگار نیست. تا شجره نفاق ریشه‌کن نگردد، تا مربی تخم اتحاد و اتفاق در زمین دل نکارد و آبیاری نکند، درهای معرفت به روی او گشوده نخواهد شد.

کسی که خود را آماده برای تعلیم و تربیت الهی کرده، باید متحمل ریاضات و مجاهدات و شداید و مشقات و ملامت‌ها و افتراها و تهمت‌ها شود و همه اینها را به جان بخرد. بداند که این حق شکنی‌ها و تهمت‌ها و افتراها دامن مردان الهی را آلوده نمی‌سازد و پای عزم و اراده الهی طالبین حقیقی را سست نمی‌کند.

یکی از مراتب تزکیه و طهارت نفس، مبارزه با عادات و شکستن سدّ عادت است. چه از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین امراض روحی و روانی، بیماری عادت است، مانند به جا آوردن نماز و روزه و رفتن به مشاهد مقدسه و مجالس الهیه و نیز انجام امور خیر از روی عادت.

فرد مبتلا به بیماری عادت، مسلماً دچار پاره‌ای مشقات و رنج‌هاست، امّا چه بدبختی و شقاوتی از این بالاتر که کسی تحمل مشقات و زحمات بسیار کند، لکن سرانجام از رنج و زحمت خود ثمری برندارد! ولی افرادی که نه به منشأ عادت، بلکه از روی اخلاص و به رضای حق به امور الهی می‌پردازند، در پیشگاه خداوند متعال مأجور بوده و مقام معنویشان ارتقاء می‌یابد. این است که بزرگان فرموده‌اند از جمله بزرگ‌ترین بیماری‌های روانی، بیماری عادت است که متأسفانه اکثر مردم به آن مبتلا هستند.

در بین وظایف مهم سالکین و عارفین الهی، مهم‌ترین وظیفه ارشاد است. امّا کسی که به بیماری عادت دچار است، او نمی‌تواند این وظیفه مهم را انجام دهد. بنابراین فردی که می‌خواهد به ارشاد دیگران بپردازد، اول باید خود ارشاد شود و به کلی از مرض عادت- ولو یک عادت جزیی باشد- رهایی یابد.

توفیق مراتب اعلای ارشاد کسی را سزد که به مراحل کمالی تزکیه و تقوی قدم گذارد و به صفای قلب رسد. ظاهراً به محض ذکر کلمه تزکیه و تقوی، به نظر می‌آید که متقی کسی است که از محرمات بپرهیزد و به واجبات عمل کند و از مکروهات اعراض نماید. در حالی که تقوی و تزکیه مراتبی دارد و کسی می‌تواند به مراتب کمالی آنها نایل آید که علاوه بر عامل بودن به احکام و فرامین الهی، با شداید روبرو شود. چه، صفای قلب انسان بدون مواجهه با مشکلات و استقامت در برابر آنها حاصل نمی‌گردد.

بنابراین طالب مراتب اعلای تزکیه و تقوی و صفای دل، باید آماده تحمل مصائب و مشقات طاقت‌فرسا باشد.‌ البته شداید و مصائب هم انواع و اقسامی دارد، پاره‌ای از آنها مورد نظر عام و خاص است مانند نبرد خونین در جبهه‌های جهاد و یا ابتلاء به امراض جسمانی. امّا شداید و مشکلاتی وجود دارد که قابل قیاس با اینها نیست و هر کسی نمی‌تواند به آن شداید و مشکلات باطنی پی برد و دریابد که چه کسی بدان مبتلاست.

محال است که فردی با تعلیم ظاهری بتواند به معانی عالیه کلام الهی برسد. اما پس از طی مرحله مصائب و مشکلات، سالک الهی در اثر حصول کمال تقوی و صفای دل می‌تواند کمال توجه به معانی و مفاهیم معارف حقه نموده و به ادراک حقایق برتر نایل آید، و از ثمرات عالیه آن هم خود و هم طالبین الهی را بهره‌مند گرداند.

آری ارشاد یک منصب باطنی است که به هرکسی نرسد. چه سعادتی بالاتر از این که خداوند متعال چنین منصبی را به سالک شایسته‌ای عطا فرماید. اولیاء خدا از مرام سالکینی که در جهت هموار کردن راه بندگان خدا به سوی کعبه جانان، شب و روز در تلاشند، کمال رضایت داشته و از این تلاش آنان محظوظ و مسرورند. چنان سالکینی در حقیقت محرمان راهند و این مقام، مرتبه‌ای از مراتب نبوت بوده و اتمام حجت است بر مردم که در پرتو چنان مشاعل فروزان الهی، توشه خود را برگیرند تا به مقصود نایل گردند.

چنین سالکین الهی، ستارگان آسمان حقیقت‌اند که از خورشید آن آسمان، استضائه می‌نمایند. آن پیرطریقت گفت: الهی گریستنی بسیار دارم از حسرت و ناز. انسان در مقام حسرت می‌گرید گاهی بهر ناز که نتوانستم مورد ناز و نوازش پروردگار خود قرار گیرم. حال چیست این حکایت ناز ؟ این قدر اشاره باید نمود که قصه‌ای است دراز.

ادامه متن