جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

وظایف معلّم (قسمت دوم)

آراستگی و رعایت ظواهر ـ معلم باید خود را با زمینه‌ای که نمایانگر وقار و هیبت اوست آماده کند و با لباس و بدنی نظیف و پاکیزه وارد جلسه درس شود. معلم باید لباسی در برکند که وقار و متانت او را حفظ کند و دل ناظرین را به خود جلب نماید.

باید منظور او از این پیراستن و آراستن ظاهر، تجلیل و بزرگداشت از علم باشد. باید به هنگام ورود به جلسهٔ درس، خود را خوشبو سازد و خویشتن را از هر گونه آثار زننده و اشمئزاز آور بپیراید.

معلم باید از همان لحظه‌ای که از خانهٔ خود بیرون می‌آید و به سوی مجلس درس گام برمی‌دارد، ذکر خدا را استمرار داده و آنگاه که وارد جلسهٔ درس می‌شود، سلام و درود خود را بر حاضران نثار کند.

معلم باید وقت خروج از خانه دعایی را که از حضرت رسول اکرم‌(ص) وارد شده بر دل و زبان جاری کند و بگوید: خدایا به تو پناه می‌برم از این که مبادا گمراه گردانم و یا گمراه گردم، بلغزانم یا بلغزم، ستم کنم و یا ستم بینم، دیگران را به نادانی کشانم یا خود دچار آن گردم. الهی آن که سر به جوار تو نهاد سرافراز است، ستایش تو بس بزرگ و با شکوه است و جز تو کسی شایستهٔ عبادت نیست.

سپس بگوید: به نام خدا، خدایی که تمام حوایج مرا کفایت می‌کند. خود را بدو می‌سپارم، همهٔ نیروها و جنبش‌ها تحت ید و قدرت اوست. بار الها قلبم را پایدار و استوار نگهدار و حق را بر زبانم جاری ساز.

 

ادب در کلام و رفتار ـ معلم باید وقت نشستن در محفل درس، وقار و متانت و تواضع و نرم‌خویی را عجین ساخته و در جای خود جلوس کند و از هر نوع نشستن زننده بپرهیزد.

معلم باید در صورت امکان جایگاه خود را در یک سمت و جهت مستقر بسازد، از عقب نشینی و جابه جا شدن و تکان‌های شدید خودداری کند. باید دست‌های خود را از حرکات بیهوده باز دارد و در صورت عدم احتیاج، چشم‌های خود را از نگاه‌های پریشان حفظ نماید. باید از کثرت شوخی و مزاح و خندیدن زیاد بپرهیزد، زیرا این کارها از هیبت معلم می‌کاهد. لکن اگر مزاح و شوخی، اندک و بر سبیل ندرت و برای تجدید نشاط و شادمانی و زدودن فرسودگی خاطر دانشجویان باشد، پسندیده و ستوده است. چنان که حضرت رسول اکرم‌(ص) و رهبران عظیم‌الشأن اسلام گاهی برای ایجاد انس و الفت میان خود و همنشینان مزاح می‌کردند، خنده نیز به همین نسبت مطلوب است. حضرت رسول اکرم‌(ص) آنگاه که می‌خندید کمی از دندان‌های پیشین او نمایان می‌گشت و به قهقهه صدا بلند نمی‌نمود؛ اعتدال در خندیدن را می‌توان به تبسّم و لبخند تعبیر نمود.

معلم نباید مزاح را دأب و عادت خود قرار دهد و در آن از حد اعتدال بگذرد، زیرا تجاوز از حدّ در این باب سبب جسارت و جرأت دانشجو نسبت به استاد گشته و احترام او را در معرض خطر می‌افکند، و درس او منجر به هرج و مرج شده و ادارهٔ مجلس درس برای او دشوار می‌گردد.

معلم باید برای نشستن جایگاهی را انتخاب کند که همهٔ حاضران مجلس بتوانند چهرهٔ او را ببینند، و او نیز به نوبهٔ خود بتواند التفات و توجه خود را به آنان معطوف ساخته و چهرهٔ دانشجویان را ببیند.

معلم باید نگاه خود را عادلانه بین دانشجویان توزیع کند و همه را از نظر و نگاه خود محظوظ گرداند، زیرا اختصاص التفات و توجه به افراد مترفّع ظاهر و محدود ساختن نگاه به افراد مترجّح صورت، شیوهٔ ستمکاران و ریاکاران است.

معلم باید بیش از آنچه از اخلاق و رفتار خوش دربارهٔ تودهٔ مردم به کار می‌برد، نسبت به دانشجویان خود در پیش گیرد. باید دانشجویانی را که از لحاظ علمی و لیاقت و شایستگی روحی نسبت به سایرین امتیاز دارند، مورد احترام و توقیر قرار دهد، و نسبت به سایرین نیز اظهار لطف و محبت نموده و با سلام صمیمانه و گرم و با چهرهٔ گشاده و سیمایی شاداب و قیافه‌ای متبسّم، مراتب احترام خود را ابراز دارد.

هر انسانی علاقه دارد که نزد دیگران محترم و محبوب باشد، و وظیفهٔ هر انسانی نشان دادن مهر و محبت و احترام به دیگران است، لکن معلم بیش از دیگران موظف به مراعات این امر نسبت به دانشجویان خود می‌باشد.

بهترین صفات اخلاقی معلم این است که به دانشجویان خود مهر و محبت کند، زیرا دانشجو به مهر و محبت استاد شدیداً نیازمند است. برای این که دانشجو با استاد انس پیدا کند و به او اعتماد نماید، باید از توجه و محبت حقیقی او اشباع گردد. دانشجویی که از استاد خود مهر و محبت و احترام مشاهده نکند، از او بیزار می‌گردد.

 

تنظیم مطالب و ارائه مناسب ـ معلم باید در تدریس خود راه و روشی را انتخاب کند که درس او به آسان‌ترین وجه قابل فهم گردد، او باید زیباترین و دلچسب‌ترین واژه‌ها را به کار برد و در قالب بیانی آرام و روشنگر، از آن واژه‌ها در تفهیم دانشجویان استفاده نماید.

مطالبی را که از نظر زیربنایی و اهمیت در درجهٔ اول قرار دارد، مقدم داشته و پس از آن مطالب رو بنایی را ایراد کند. معلم باید در تنظیم مطالب بنیادی دقت کند و در جایی که باید وقف کند سکوت نماید، و در جایی که باید ارتباط و پیوند جملات و عبارات را حفظ کند، پیوستگی را در کلام و سخن خود رعایت نماید.

معلم باید مطالبی را که دانشجویان به خوبی درنیافته‌اند، تکرار کند و توضیح مطالب پیچیده و الفاظ مشکل را اعاده نماید. پس از آن که از شرح و بسط فارغ گردید، کمی سکوت کند تا اگر دانشجویی اشکالی داشته باشد، آن را در میان گذارد.

اگر معلم با دروس متعددی مواجه شود، باید علم و دانشی را پیش از دروس دیگر تدریس کند که واجد شرافت فزونتری نسبت به سایر علوم می‌باشد؛ یعنی ارزشمندترین دروس خود را در نوبت نخست مورد تدریس قرار دهد.

معلم نباید در شرح و بسط مطالب آن چنان پرگویی کند که سبب ملال خاطر دانشجو گردد و مانع ضبط و درک شود. زیرا هدف از تدریس آن است که دانشجو مطالب استاد را کاملاً درک کند و به خاطر سپارد، اگر اطالهٔ کلام استاد موجب فرسودگی خاطر دانشجویان گردد، این هدف و مقصود از میان خواهد رفت. معلم نباید بیان خود را آنچنان کوتاه و محدود سازد که نقص تقریر و توضیح گردد، زیرا در این صورت نیز نقض غرض پدید آید.

استاد باید در امر طولانی ساختن و کوتاه نمودن مطلب، شرایط و اوضاع دانشجویان را در نظر گیرد و اگر دانشجویان خود را آماده احساس کند، در این صورت اطالهٔ کلام در شرح و بسط و اظهار شقوق آن و شاخه‌های متنوع مطلب مذکور، بلامانع خواهد بود.

فضای جلسهٔ درس باید از هرگونه عوامل آزاردهنده از قبیل گرد و غبار و سر و صدای زیاد و تابش سوزندهٔ آفتاب و سایر عوامل که فکر دانشجویان را مشغول می‌دارد، مصون باشد.

معلم نباید صدای خود را بیش از اندازهٔ نیاز حاضرین بلند کند، و نیز نباید صدای خود را به اندازه‌ای کوتاه سازد که برای برخی از دانشجویان مسموع نگردد. حضرت رسول اکرم‌(ص) فرمود: خدا صدای آهسته را دوست می‌دارد و از صدا و فریاد بلند بی‌مورد بیزار است.

بهتر این است که بگوییم صدای استاد نباید از فضای جلسه درس به بیرون سرایت کند، و در عین حال باید صدای او برای همه حاضران رسا باشد. اگر کسی در میان دانشجویان دچار ثقل سامعه و یا ضعف حس شنوایی باشد، در این صورت بلندتر نمودن صدا به اندازه‌ای که او بشنود، بلامانع و بلکه فضیلت است.

جلسه درس باید از سر و صدای زیاد و غوغا و همهمه مصون باشد، و استاد باید از مسیر مطلب مورد بحث قبل از تکمیل آن، منحرف نگردد. اگر استاد متوجه شد که عده‌ای از دانشجویان از مطلب منحرف شده وارد مسائلی شده‌اند که با اصل موضوع بیگانه است، باید با مهر و محبت پیش از آن که سخن دانشجویان فراتر رود و غوغایی به وجود آورد، آنان را به مسیر مطلب مورد بحث باز گرداند. معلم باید از بحث دانشجویی که از حدود و موازین اخلاقی پا فراتر نهاده شدیداً جلوگیری نماید.

 

روش پاسخگویی به سؤالات ـ معلم باید همواره با دانشجویان همراهی کند و به پرسش‌های آنان پاسخ دهد. اگر او متوجه شد که دانشجویی معنی و مفهوم مطلب را درک نکرده، لکن به سبب حجب و حیا نمی‌تواند اشکال خود را ایراد کند و یا بیان او از تعبیر مقصودش نارسا است، باید منظور او را توضیح داده و پاسخ لازم را به میزان معلومات و اطلاعات او ارائه دهد.

اگر مطلب مورد بحث برای دانشجویی مشتبه شده و به همین جهت بدان مطلب اشکال وارد می‌کند، باید معلم راجع به آن مطلب پرسش‌هایی بنماید و به قدری به پرسش‌های خود ادامه دهد که سرانجام به هدف رسد.

اگر دانشجویی از مطلب رکیک و زننده‌ای پرسش نمود، معلم نباید او را تحقیر و استهزاء کند، زیرا وظیفه معلم است که به هرگونه پرسش بی‌غرضی پاسخ دهد. او باید یادآور شود که تمام دانشمندان در ابتدا بدینسان پرسش می‌کردند تا سرانجام در فهم مسائل علمی موفق و کامیاب گردیدند.

اگر شخص تازه واردی در جلسهٔ درس شرکت کند، استاد باید به او اظهار محبت نموده و با گشاده‌رویی از او استقبال کند، و بدین وسیله موجبات انبساط خاطر و شرح صدر او را فراهم سازد. چون هر شخص تازه وارد و غریب غالباً دچار دهشت می‌گردد، لذا باید از طریق اظهار محبت و گشاده‌رویی این دهشت را از دل او بیرون نمود.

چون هر تازه وارد و غریب احساس غربت و بیگانگی می‌کند، نباید استاد با نگاه‌های آزاردهنده بر او چشم دوخته و نگاهش را در او متمرکز سازد، زیرا این گونه نگاه ممکن است او را دچار شرم و خجلت نموده و با وجود اهلیت و شایستگی تحصیل، شرم و حیا مانع پرسش علمی و شرکت او در جلسات بحث و مذاکره گردد.

یکی از وظایف مهم استاد آن است که اگر دربارهٔ موضوعی از او سؤال کردند که بدان احاطه و آگاهی ندارد، و یا در ضمن تدریس به مسئله‌ای برخورد کند که فاقد اطلاع در آن مسئله باشد، باید به بی‌اطلاعی خود اعتراف کند، و از اقرار به عدم آگاهی خویش خودداری ننماید که این اعتراف، از نشانه‌های علم و دانش است.

حضرت علی علیه‌السلام فرمود: اگر از شما راجع به مطالب و مسائلی سؤال کردند که بدانها علم و آگاهی ندارید، راه فرار و گریز را در پیش گیرید. عرض کردند: این فرار و گریز چگونه است؟ فرمود: بگویید که خدا بهتر می‌داند.

از حضرت محمد باقر‌(ع) روایت کرده‌اند که فرمود: آنچه را که می‌دانید بگویید و مطالبی را که بدانها علم و آگاهی ندارید، بگویید خدا داناتر است. و نیز فرمود: کسی که در آیه‌ای از آیات قرآن مجید شتابزدگی کند و آن را نسنجیده معنی نماید دچار سقوط گردد، سقوطی که مسافت آن بیش از فاصله آسمان و زمین باشد.

حضرت باقر علیه‌السلام فرموده که خدا را بر بندگان خویش دو حق بزرگ است: یکی آن که دربارهٔ مطالب و مسائلی که علم و آگاهی بدانها ندارند توقف و سکوت کنند. دیگر آن که آنچه را می‌دانند به زبان آرند. حضرت صادق علیه‌السلام فرمود: خداوند متعال بندگان خود را به دو علامت ویژگی بخشیده: اول ـ از مطالبی که درباره آنها اطلاعی ندارند، سخنی نگویند. دوم ـ مطالبی را که دربارهٔ آنها اطلاع صحیح ندارند، مردود نشناسند.

یکی از بزرگان چنین فرموده: اگر از عالم و دانشمندی دربارهٔ مسائلی سؤال کردند که علم و آگاهی بر آنها ندارد، چنانچه عدم آگاهی خود را اعلام نکند و کلمه «لا اَدْری» را از نظر دور دارد، موجبات گرفتاری و نابودی شخصیت معنوی خود را فراهم می‌سازد.

آری اگر از عالم و دانشمندی دربارهٔ مسئله‌ای سؤال کردند که بدان علم و آگاهی ندارد، باید بگوید نمی‌دانم و چنین اعتراف به گفته یکی از دانشمندان، یک سوم علم محسوب می‌گردد. به تعبیر برخی فضلاء، شایسته است که عالم و دانشمند کلمهٔ «لا اَدْری» را میان یاران خویش به میراث گذارد، یعنی دربارهٔ هر مسئله‌ای که از او سؤال کنند، در صورت عدم آگاهی بگوید نمی‌دانم. باید این کلمه را به قدری تکرار کند که یارانش به آن مأنوس گردند و پس از او در موارد لازم از به کار بردن آن دریغ نورزند.

نکته جالب توجه این که اعتراف به عدم علم و آگاهی دربارهٔ برخی مطالب و مسائل، نه تنها از مقام و موقعیت علمی عالم نمی‌کاهد و او را پست و فرومایه نمی‌سازد، که بر مقام معنوی او در پیشگاه الهی می‌افزاید. این رفعت و عظمت مقام، نتیجه تفضل خدا نسبت به کسی است که پای بند حق و حقیقت باشد. به جای آن که مقام او پست‌تر گردد، شکوه و عظمت و شخصیت او در دل‌های مردم فزاینده‌تر شود. چنین اعتراف و اقراری، نمودار عظمت مقام و کمال تقوی و بینش عالم و دانشمند است.

اگر استادی به طور ناگهانی متوجه بیان و پاسخ صحیحی گردید، باید هرچه زودتر قبل از متفرق شدن دانشجویان، به آنان این پاسخ صحیح را تذکر دهد. باید به آنان بفهماند که در توضیح این مطلب قبلاً دچار اشتباه شده، و نباید شرم و حیا و یا خودخواهی و امثال آن، مانع تدارک اشتباه خود گردد. هوی و هوس نباید او را وادارد که این اعتراف را به تأخیر و تعویق اندازد، یا جبران این اشتباهات را به فرصت‌های دیگر موکول سازد که این چنین تأخیر، نتیجهٔ خدعه و نیرنگ‌های نفسانی است.

اگر استادی جبران اشتباهات و لغزش‌های خود را به فرصت‌های دیگر موکول سازد، این تأخیر زیان‌های متعددی به بار می‌آورد: یکی آن که توضیح مطلب از موقع و زمان ضروری آن به تأخیر می‌افتد. دیگری آن که ممکن است برخی از حاضران در جلسات دیگر او شرکت نکنند، و مبانی غلط و اشتباه علمی او در میان افکار و آراء دانشجویان برای خود جا باز کند.

استاد باید در پایان درس خود، نکات ظریف و اخلاقی و حکمت و اندرز و مطالبی که قلب و اندرون دانشجویان را تصفیه کند، القاء نماید تا آنان خالصانه و همراه با خشوع و خلوص نیت و صفای باطن از جلسه درس خارج شوند. چه بحث و مذاکره علمی صرف و عاری از مسائل اخلاقی، نیرویی در دل‌ها به هم می‌رساند که گاهی موجب قساوت و سخت دلی می‌گردد.

استاد باید در پایان درس خود و پس از برخاستن حاضران، کمی در جایگاه خود توقف کند. این کار برای استاد و دانشجویان فواید و نتایج سودمندی دارد، از جمله اگر در خاطر یکی از دانشجویان تتمه و بقایای پرسشی ناگفته مانده باشد، در این فرصت کوتاه آن را با استاد در میان گذارد.

ادامه متن