گفتار هجدهم
محاسن اخلاق و مکارم اخلاق
در مکتب اسلام خلقیات حمیده به دو گروه تقسیم شده است: محاسن اخلاق و مکارم اخلاق.
خلقیاتی که مایه حسن ارتباط اجتماعی و باعث جلب منافع مادی و بهبود زندگی است از گروه محاسن اخلاق است و خلقیاتی که معیار انسانیت و حاکی از بزرگواری طبع و تعالی روحانی است از گروه مکارم اخلاق است.
به عبارت دیگر اخلاق خوب در روایات اسلامی با کلمات حسن خلق، محاسن اخلاق و مکارم اخلاق تعبیر شده است.
حضرت رسول اکرم(ص) میفرماید: یکی از شرایط سعادت آدمی در زندگی حسن خلق است و از جمله عوامل شقاوت و بدبختی سوء خلق است: «مِن سَعادَهِ الرَّجُلِ حُسنُ الخُلقِ وَ مِن شَقاوَتِهِ سُوءُ الخُلقِ».
و نیز میفرماید: حسن خلق گناهان را محو میکند به طوری که اشعه آفتاب برف و یخ را و اخلاق بد عمل خوب را فاسد میکند همان طور که سرکه عسل را.
در مواردی که اولیاء دین میخواستند از تعالی معنوی و کمال روحانی سخن گویند و جامعه را به ارزشهای سجایای عالی انسانی متوجه سازند، از مکارم اخلاق نام میبرند و به پیروان خود میفهمانند که هدف عالی رهبران مکتب اسلام تنها این نیست که مردم را با اخلاق خوب اجتماعی تربیت کنند بلکه علاوه بر آن میخواهند آنان را با سجایای انسانی پرورش دهند و از مزایای انسانیت برخوردار سازند. «قَالَ رَسُولُ اللّهِ(ص): بُعِثْتُ بِمَکَارِمَ الأَخْلَاقِ و مَحاسِنِها»؛ من از طرف باریتعالی برای مکارم اخلاق و محاسن اخلاق مبعوث شدهام.
حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: اخلاق خود را در آغاز با صفات حمیده رام کنید سپس آن را به سوی مکارم اخلاق و سجایای عالی انسانی بکشانید. راوی گوید به حضرت صادق علیهالسلام عرض کردم: حد حسن خلق چیست؟ فرمودند: با مردم به نرمی برخورد کنی، پاک و مؤدب سخن بگویی، و در مواجهه با برادرانت گشاده رو باشی.
مردی به محضر حضرت صادق علیهالسلام شرفیاب شد و عرض کرد: مرا از مکارم اخلاق آگاه ساز. آن حضرت در جواب او از چند صفت انسانی نام برد: بخشش و گذشت از آن کسی که به تو ستمی کرده است، پیوست و اتصال به کسی که از تو بریده است، بذل و اعطا به آن که تو را محروم کرده است و به حق و درستی سخن گفتن، اگرچه بر ضررت باشد.
آدمی مجموعه به هم آمیختهای است از جسم و جان، ماده و معنی، طبع و عقل، خلاصه دارای دو جنبه است: بشری و انسانی؛ محاسن اخلاق برای تأمین حیات بشری و بهبود زندگی مادی است و مکارم اخلاق برای احیای جنبههای انسانی و تکمیل حیات معنوی است.
سعادت واقعی و همه جانبه نصیب کسی است که حیات معنوی و حیات مادی را به حدود شرع مورد توجه خویش قرار دهد.
در مکتب اسلام این برنامه، جامع و کامل تنظیم شده است و اولیاء دین همواره مردم را به محاسن اخلاق و مکارم اخلاق دعوت کرده و هر دو قسمت را به موازات یکدیگر خاطر نشان نمودهاند ولی در خلال سخنان خویش به پیروان خود فهماندهاند که تأثیر مکارم اخلاق در تأمین رستگاری و سعادت بشر به مراتب بیشتر از محاسن اخلاق است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید:«فِی سِعَةِ الأَخلاقِ کُنُوزُ الأَرزاقِ»؛ در توسعه اخلاق و حسن برخورد با مردم گنجینههای ارزاق و رفاه زندگی نهفته است.
حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام میفرماید: هیچ زندگی و حیاتی غنیتر و پربرکتتر از حسن خلق نیست.
حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: نیکوکاری و حسن خلق شهرها را آباد میکند و عمرها را افزایش میدهد «إِنَّ البِرَّ وَ حُسْنَ الخُلُقِ یَعْمُرانِ الدِّیارَ وَ یَزیدانِ فِی الْأَعْمَار».
حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «رُبَّ عَزِیزٍ أَذَلَّهُ خَلَقَهُ وَ رَبَّ ذَلِیلٍ أَعَزَّهُ خَلَقْه»؛ چه بسا عزیزی که اخلاق بد او مایه ذلت و خواری او شده و چه بسا ذلیلی که اخلاق نیک، او را به عزت و بزرگی رسانده است. نتیجه آن که رعایت محاسن اخلاق برای حفظ امنیت اجتماعی و بهبود زندگی یک امر لازم و ضروری است و همه افراد جامعه از نظر دینی و علمی مکلفند حقوق و حدود سایرین را محترم شمرند و منافع خود را با مصالح عمومی تطبیق کرده و غرایز خود را تعدیل نمایند و از اعمال تمایلات خلاف اخلاق خودداری کنند.
حضرات انبیاء به فرمان الهی مأموریت یافتند که مردم را با صفات عالی انسانی تربیت کنند و کرائم اخلاق را در دلهایشان پرورش دهند و آنان را از نعمت پرارج کرامت نفس و بزرگواری طبع برخوردار سازند.
دگردوستی و تمایلات عالی انسانی که پایه بزرگواری و کرامت نفس است در نهاد انسان ریشه فطری دارند که اگر مورد توجه واقع شوند و به درستی پرورش یابند، آدمی به مکارم اخلاق متخلق شود. ولی در اثر عصیان، خوددوستی و کششهای غریزی آنچنان نیرومند گشته که به دگردوستی و تمایلات عالی انسانی، مجال فعالیت نمیدهند بلکه آنان را سرکوب کرده و به دست فراموشی میسپارند.
حضرات اولیاء دین برای آن که جوامع بشری را انسان به بار آورند و با مکارم اخلاق و سجایای عالی انسانی متصف سازند، به فرمان الهی مأموریت یافتند که فطریات فراموش شده را به یاد مردم آورند و دگردوستی خفته را در دلهایشان بیدار کنند و تمایلات عالی سرکوب شده و عقب رانده را از ضمیر مغفول به ضمیر آگاهشان انتقال دهند و مکتب تربیتی خود را بر اساس فطریات انسانی پایهگذاری کنند. « قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: عَلَیْکُم بِمَکارِمَ الاَخلاقِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَنی بِها»؛ بکوشید و به مکارم اخلاق تخلق یابیدچه، من برای گسترش و بسط اخلاق کریمه مبعوث شدهام.