یأس و نومیدی
از صفات رذیله، یأس از رحمت خدا است که از مهلکات عظیمه و گناهان کبیره است. در کتاب کریم نهی صریح از آن شده چنان که میفرماید: «قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسرَفُوا عَلیٰ اَنفُسِهِم لا تَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ اِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»؛ و از آیات دیگر معلوم میشود که یأس از رحمت خدا کفر است و ضد آن، رجاء است.
رجأ عبارت است از سرور و انبساط در دل به جهت انتظار وصال محبوبی. این سرور و انبساط وقتی رجاء است که آدمی بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را فراهم نماید، واِلا توقع چیزی بدون تهیه اسباب آن، رجاء نیست. اگر انسان زمین دل را از خس و خار اخلاق ذمیمه پاک کرده تخم ایمان در آن بپاشد و آب طاعت بر آن جاری سازد، امیدوار باشد به لطف پروردگار که او را بیامرزد و از سوء خاتمه نگاهدارد؛ این امیدواری رجاء محمود بوده در نزد عقل و شرع پسندیدهاست.
کسی که تخم ایمان در زمین دل نیفکند و یا بیفکند ولیکن مشحون به رذایل صفات و مستغرق لجه شهوات و لذات دنیوی بوده آن را به آب طاعت سیراب ننماید و چشم مغفرت داشته باشد، رجاء نخواهد بود. رجاء وقتی است که محب در قبال توقع محبوب خویش، تمام اسباب وصال را فراهم کند مگر آنچه را که از قدرت او بیرون است، آنگاه فضل و کرم خدا او را از سوء عاقبت و ایمانش را از شر شیطان و دل وی را از هوی و هوس محافظت نماید. پس آیات و اخبار وارده در مدح و فضیلت رجاء مخصوص است به صاحبان عمل خالص که به دنیا و لذات آن فرو نرفته باشند.
از چیزهایی که باعث امیدواری مؤمنین است، بعضی آیات قرآنیه و احادیث نبویه است که ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین صلواتالله علیهم اجمعین برای اهل ایمان طلب مغفرت کنند، البته که دعای ایشان مقبول درگاه الهی میشود چنان که خداوند متعال میفرماید: «وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمدِ رَبِّهِم وَ یَستَغفِرُونَ لِمَن فِی الْاَرضِ».
از جمله عوامل نجات مؤمنین، شفاعت شافع روز قیامت و ائمه طاهرین علیهمالسلام است. چون عرصهٔ قیامت برپا شود، آن حضرت خود و آل طاهرینش دامن شفاعت برزنند و کمر عذرخواهی نامهسیاهان برمیان بندند و عفو گناهان مؤمنین را از درگاه الهی مسئلت نمایند، چنان که خداوند مهربان بر آن برگزیده جهانیان وعدهٔ قبول شفاعتش را داده میفرماید: «وَلَسَوْفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضیٰ».
از بشارتهای وارده معلوم میشود که مؤمن در دوزخ مخلد و ابدی نیست و آیات و اخبار بسیار دلالت دارد بر این که خداوند متعال آتش دوزخ را برای کفار خلق کرده و با آن مؤمنین را میترساند؛ «ذٰلِکَ یُخَوِّفُ اللهُ بِهِ عِبادَهُ» و میفرماید: «لَا یصْلَاهَا اِلَّا الْاَشْقَى الَّذی کَذَّبَ وَ تَوَلیّٰ».
آدمی چون علایم مرگ را تقریباً در خود احساس کرد، اصلح به حال او غلبه رجاء است، زیرا خوف تازیانهٔ عمل است و در آن هنگام وقت طاعت و عمل به سر آمده، چه بسا خوف باعث کمی حب خدا شود. پس انسان باید با کمال امیدواری به سوی خدا رفته و شایق لقای او باشد، تا شاد و فرحناک از دنیا رود.
کدام شادی از این بالاتر که محب پیش محبوب خود رود و با او ملاقات نماید؟ چنان که هیچ المی شدیدتر از این نیست که عاشق از معشوق خویش مفارقت کند. پس مسکین و بیچاره کسی که دوستی فرزند و عیال و مال و مقام بر او غلبه کند و محبوبهای او در دنیا بمانند. در این صورت مرگ بر او مانند بیرون رفتن از بهشت است، و این اولین الم اوست علاوه بر عذاب شدیدی که بعد از مرگ به او رسد. اما کسی که دل به دنیا نبسته و به قدر امکان طاعت خدا به جا آورده، مرگ بر او رهایی از زندان است و این اولین سرور و شادمانی اوست علاوه بر نعمتهایی که پس از مرگ برای او آماده و مهیاست.
ضعف نفس
رذیله دیگر، ضعف نفس است. علامت این صفت خبیثه عجز و زبونی و اضطراب است در وقت وقوع حادثه یا نزول بلیه و متزلزل شدن به هر ناملایم جزئی. صاحب این صفت در پیش ارباب بصیرت خوار و بیمقدار است و لازمهٔ آن ذلت و عدم مهابت است و کناره جستن از کارهای بزرگ و امور عالیه و مسامحه در امر به معروف و نهی از منکر و اضطراب و تزلزل به اندک چیزی از بلاها. پیوسته قلب او مضطرب و لرزان و همیشه از حوادث دنیا خائف و ترسان است، هر ساعت در تشویشی و غمی و هر لحظه در بیمی و المی.
در خبر است که بنده مؤمن از ذلت نفس بری است. حضرت صادق(ع) میفرماید: خداوند متعال بندهٔ مؤمن را در هر کاری اختیار داده لیکن اجازه نفرموده که خود را خوار و ذلیل نماید؛ «وَ لِلهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ»؛ پس بندهٔ مؤمن باید همیشه خود را عزیز بدارد و ذلیل ننماید. مؤمن باید از کوه محکمتر باشد، چه به تیشه از کوه چیزی توان شکست اما از دین و ایمان مؤمن چیزی شکسته نشود.
ضد این صفت، عزت نفس و محکمی دل است و آن، تحمل اموری است که بر او روی آوَرد که مانند گیاه ضعیف از هر بادی نلرزیده چون کوه استوار باشد. در خبر است که مؤمن صاحب صلابت و مهابت و عزت است. حضرت باقر(ع) فرموده که خداوند متعال به بندهٔ خود سه خلعت کرامت میفرماید: عزت در دنیا و آخرت، ظفر در رستگاری دنیا و آخرت، و مهابت در دل ظالمین و اهل معصیت.
این صفت شریف، افضل بیشتر صفات و سرآمد اکثر ملکات است. صاحب آن نه از دوستی ابنای روزگار شاد و نه از دشمنی ایشان بیمناک است، نه از مدح ایشان خرم و نه از مذمت ایشان غمناک است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: اگر همه عالم شمشیرها کشند و به پشتیبانی هم روی به من آرند، تفاوتی در حال من نکند.
هر کسی را که این صفت عنایت گردید، صحت و مرض بلکه موت و حیات در نظر او یکسان است، از گردش روزگار و تقلب لیل و نهار مطلقاً متأثر نگردد. این ملکه فاضله صفتی نیست که هر کسی بتواند به آن رسد، و چشمهای نیست که هر کسی از آب آن بنوشد، و سراپردهای نیست که هر فردی گرد آن بگردد. میدانی است که جز دلیران معرکه مردانگی در آن جولان نکنند، و راهی است که جز نامداران وادی شیر دلی در آن قدم ننهند.